این درگاه متعلق به شرکت گردشگری و هتلداری کویر میباشد

خدمات شرکت گردشگری و هتلداری کویر 

 

 1- عضویت در گروه گردشگری و تخفیف در تورهای مختلف

ارائه برنامه سفر به آژانسهای مسافرتی و اشتراک در سفر

2- فروش جزوات کتبی و پاور پوینت و فیلم های آموزشی برای راهنمایان

  گردشگری و دانشجویان گردشگری و هتلداری

3- آموزشهای خصوصی و گروهی طبیعت گردی
4-  آموزشهای خصوصی و گروهی هتلداری و تشریفات و میزبانی
5-  آموزشهای خصوصی و گروهی آشپزی و قنادی و کافی شاپ
6- آموزشهای خصوصی و گروهی میز آرایی
7-  ارئه آموزش برای دریافت دیپلم گردشگری و هتلداری
8- یافتن شغل مناسب شما در حیطه گردشگری و هتلداری
9 - معرفی راهنمایان گردشگری چند زبانه
10-  معرفی پرسنل آموزش دیده هتلداری به هتلها و رستورانها
11- خرید و فروش تجهیزات هتلداری و گردشگری
12- برگزاری همایشها و اجلاسهای گردشگری و هتلداری
13-ارئه پایان نامه دانشجویی و تحقیق و پروژه برای دانشجویان گردشگری و هتلداری
14- تهیه و فروش کتابهای تخصصی گردشگری و هتلداری
15- تهیه و فروش و آبونمان مجلات تخصصی گردشگری و هتلداری

با ارسال ایمیل خود  و یا تماس تلفنی ما را در خدمات رسانی آگاه بفرمایید iranteravel.ir@gmail.com

09136885900  ساعات تماس: 17 تا 20

رضا حسینی



موضوعات مرتبط: اخبار گردشگری ایران و جهان

تاريخ : سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱ | 10:25 | نویسنده : رضا حسینی |
 

مولف:امیدفدائی منش

 

اصول۲۱گانه فروش ایرانی

اصل اول : خطر در سکوت ، عافیت در شکایت مشتریان است .

-  سکوت مشتریان خطرناک است نه شکایت وی برای مشتری که شاکی است و صدایش هنوز به گوش ما می رسد جای امیدواری است.

-  تنها ۲ درصد از مشتریان ناراضی شکایت می کنند. از کسی نترسید که های و هوی دارد ا زآن بترس که سر به تو دارد باید سکوت را مدیریت کنی نه شکایت را-

- شکایت مانند کوه یخ است . بخشی از آب بیرون است و مابقی زیر آب است. بخش زیادی را نمی بینیم و مسلماً باید آنها را کشف و رسیدگی کنیم.

-  مشتری شاکی دوست ماست دشمن ما نیست یعنی زنده باد مشتری شاکی . باید دنبال مشتری شاکی بگردیم نه مشتری ساکت .

-   این خموش از دورن به فریاد است                هر سکوتی که از رضایت نیست

اصل دوم: هر زمان خواستید ، پس می گیریم

-   "جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود"، سنگ بنای بی اعتمادی است.

-  اگر مشتری خدمت عرضه شده را نپسندید، می توانید تمام یا بخشی از وجه آن را بازگردانید تا رضایت او از بین نرود.

- هزینه های روانی، زمانی، حسی و جسمی که در خریدهای نامطلوب به مشتری تحمیل می شود، هیچگاه با عودت دادن وجه دریافتی تسویه نمی شود. این مبنای نادرستی در بازار ایران است. دلیل پس نگرفتن چیست؟ خود ما هم نمی دانیم!

اصل سومبازاریابی ایرانی فقط رابطه مند!

-احساسات و عواطف در ایران بیشتر کار می کنند. اگرمشتریان به سان دوستان و دوستان به سان مشتری باشند موفق هستید در غیر این صورت موفق نیستند. در دنیا جایگزینی فروش رابطه مند به جای فروش معامله ای توصیه می شود.

-هر قدر تعداد ارتباطات بیشتر و کیفیت و سطح ارتباط غنی تر و عمیق تر باشد، احتمال فروش بالاتر می رود.

-در بسیاری مواقع ، برنده احتمالی مناقصات پیش از گشایش پاکت ها قابل تشخیص است. برای این که برنده مناقصه آن را شکل داده ایجاد کرده ، رابطه برقرار کرده محصول کالا خدمات و موضوع را توضیح داده ، به یک جمع بندی رسانده و اعتماد ایجاد کرده است. سایرین این کارها را انجام نداد ه اند. مفهوم این امر صرفاً رشوه و پول نیست .

-نان به یکدیگر قرض دادن و ریش گرو گذاشتن در خریدهای ایرانی موثر است . ایرانیان دوست دارند به خانواده ،بستگان و دوستان نان برسانند.

اصل چهارم : رنگ رخسار نشان می دهد از سرّ درون

 - در فروش ایرانی ، حساسیت و ضرورت بیشتر است.

-  زبان بدن در ایران مهم تر است، زیرا فرهنگ ایرانیان غیر کلامی است.

-فروشنده هفت خط که قادر به کنترل خویش است، موفق تر خواهد بود .

اصل پنجم از دل نرود هر آنکه در دیده بُوَد

-فروشندگانی که همواره در مقابل دیدگان خریدار هستند، فرصت و شانس بیشتری برای فروش محصولات خود را دارند. باید ارتباطات خود را با مشتریان  حفظ کرد. یکی از شرکت های معتبر، در طول یک سال ۷ مرتبه به بهانه های مختلف مانند تبریک تولد، ازدواج و ... با مشتریان خود ارتباط برقرار می کند تا مشتری را برای خود نگه دارد. این روش بسیار موثر است . سعی کنید جلوی چشم مشتری باشید.

-کسی که خلقش تنگ است ، روزی اش کم است - می شود، چرا ؟ زیرا هیچ کس سراغ انسان بد اخلاق نمی رود در این صورت از مقابل دیدگان محو خواهد شد و روزی کم می شود ، زیرا کانال روزی شما ارتباط با مردم مشتریان است.

-صادقانه ، مداوم و به هر بهانه ای ، مشتری را تاز ه سازی کنید.

اصل ششم: تو نیکی کن و در دجله انداز

- ایرانیان بیش از سایر ملل، انسان درستی و کمتر کسانی بدون چشمداشت به همنوع را یک وظیفه می دانند.

-اگر در مورد مشتریان کاری انجام می دهید یا خدمتی ارائه می کنید . اگر لطفی می کنید قیدش را بزنید . زیرا به راه دوست ایثار باید نه انجام وظیفه. ایثار یعنی فراتر از وظیفه کاری را برای مشتری انجام دهید و قید آن را بزنید.

-ایرانیان علاقه مند به سازمان هایی هستند که نیک اندیشی آنان ثابت شده است.

-فروشنده ای که تنها به دنبال منافع خویش است در درازمدت جایگاه خود را از دست می دهد.

- قید درآمدزایی را برای مدتی کوتاه بزنید و کاسه دا غتر از آش شوید!

اصل هفتم : برونگرایی ب

-توسعه ارتباطات ، برون گرایی است.

-این اصل مبنای علمی، دینی و ایرانی دارد. برکت از واژه های بسیار پر محتوا و پر معناست. خدا می فرماید اگر اهل آن شهرها ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، بر آنان برکت آسمان و زمین را می گشودیم.

-مفهوم علمی برکت این که در شرایط برکت بهر ه وری بالا می رود و در شرایط معمول بهر ه وری پایین تر است برکت یعنی اثر بخش شدن پول . می توانید با ۵۰ مشتری برکتی را داشته باشید که یک شرکت یا سازمان با ۵۰۰ مشتری ندارد. برکت ارتباطی به تعداد ندارد بلکه بهر ه وری را افزایش می دهد.

بخشی از برکت از جانب خداوند به انسان داده می شود. برکت اگر نباشد زندگی بر باد می رود. هر چه بیشتر ارتباط برقرار کنید و برون گراتر شوید، برکت درزندگی بالاتر می رود .

اصل هشتم : ارتباط بامشتری ایرانی؛ رفیق گرمابه و گلستان ...

- پارتی سازی به جای پارتی بازی! مشتریان ما دوستان ما هستند. گفته می شود در ایران پارتی بازی زیاد است . دنبال این باشیم که پارتی را بسازیم . هر فردی در ایران می تواند برای این که  رابطه را زیاد کند و از آن استفاده کند برای آناست  که بتواند مشتری و بازار ایجاد کند.

-بسیاری از مذاکرات سهم فروش در سفرها، تفرجگا هها و ... انجام می شود. زیرا مشتریان به سان دوستان و دوستان به سان مشتریان هستن.

-صادقانه رفتار کنید . بسیاری از قراردادهای مهم کاری و مذاکرات کلان شرک تها خارج از محیط های کاری منعقد می شود زیرا پشت میز نمی توان مذاکره کرد، تا زمانی که دو طرف میز هستید مذاکره معنا ندارد هر زمان کنار هم نشستید مذاکره معنا پیدا می کند. در ایران ابتدا باید کنار مشتری قرار گرفت زیرا رو در رو نمی توان مذاکره کرد. به همین دلیل فروشندگان حرفه ای سریع دوست می شوند و کنار مشتری قرار می گیرند. برایان تریسی معتقد است: همیشه یک مشاور خوب برای خرید باشید.

-فروشندگان خبره در فضاهای غیر کاری اثرگذارتر هستند اما در ایران روابط خط قرمز دارد. خانم هایی هستند که در سازمان های دولتی و صنعتی فروش بسیار موفقی دارند . زیرا حدود درست را رعایت می کنند، روابط را در چار چوب مشخص نگه می دارند صمیمانه و دوستانه است اما در حد معین. زنان ارتباطات بهتر برقرار

می کنند و فروشندگان زن در ایران موفق تر هستند . البته در بعضی مشاغل مانند فروش صفحه لنت ترمز، زنان نمی توانند وارد میدان شوند .به طور کلی در صنایع سنتی ایران فروش توسط زنان موفق نیست اما در صنایع مدرن تر فروشندگان زن بسیار موفق هستند.

اصل نهم: مشتریان ایرانی را نمک گیر کنیم.

-هر اقدامی از سوی فروشنده برای جلب یا جذب مشتری ، وظیفه اوست و لطف تلقی نمی شود.

-هنگامی که فروشنده فراتر از انتظار خریدار و با خلوص نیت او را همراهی می کند احساس دین و نمک گیر شدن در خریدار معنا دار می شود(  اگر جمع گرا باشد)

-نمک گیر ساختن مشتری با رشوه دادن تفاوت دارد.

-فرد گرایان نمک گیر نمی شوند و وفادار نیستند .

به هرحال زمانی شما را ترک می کنند اما جمع گرایان این طور نیستند و وفادارند و نمک گیر می شوند.

اصل دهم : یک کلاغ چهل کلاغ ؛ رمزتوسعه بازار

-تبلیغ دهان به دهان ، همواره ارزان ترین و موثرترین ابزار تبلیغ در کشورهای جمع گرا مانند ایران است به ویژه اگر خانم ها، مشتری شما باشند.

-این فرمول در ایران موفق است تا زمانی که دهان به دهان نچرخد فروش و بازاریابی دشوار است.

اصل یازدهم : همه را به یک چشم نبینید.

-برخورد یکسان ، ظلم به مشتریان متعهد، وفادار و سودآورتر است.

-مشتریان با همدیگر متفاوت هستند . بعضی ها سود بیشتری می رسانند و بعضی ها با ارزش تر هستند. حجم خرید بعضی کمتر از مشتریانی است که معرفی کرده اند زیرا خوشنود هستند و این خشنودی را به دیگران منتقل می کند .

-این اصل منطبق با سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان  CRM است .

اصل دوازدهم :خوشنودی کافی نیست،مشتریان بایدتماشاگرانی شیفته باشند.

-اساسی ترین رمز ماندگاری مشتریان ، مشعوف سازی آنهاست . کسب رضایت دیگر جایگاهی ندارد!

-ایرانیان باستان اوج خشنودسازی و تأثیرات را بر مخاطب به خوبی می شناختند. از قدیم فروشندگان می دانستند چگونه مشتریان را مشعوف کنند ، پذیرایی مفصل می کردند و از خانواده و آنها کسب اطلاعات می کردند از این طریق آنقدر ارتباطات را قوی می کردند که مشتری جای دیگری نمی رفت.

اصل سیزدهم : تبلیغ ممنوع ! ضدتبلیغ آزاد!

-گاهی ضد تبلیغ بزرگترین تبلیغ برای فروشنده است.

-به شوخی و جدی ، برای خود ضد تبلیغ کنید .

-هرگز منفعت و سود خود را یک سویه دنبال نکنیم و همواره صلاح مشتری را صلاح خود بدانیم .

-همواره در کنار مشتری باشید نه در مقابل او!

اصل چهاردهم : مشتریان راهر لحظه غافلگیرکنید!

-غافلگیر کردن مشتریان با هر آنچه برایشان مغلوبیت و تازگی داشته ، متناسب  با کسب و کار بوده و انتظار آن را نداشته باشند .

-غافلگیری موجب به خاطر سپاری بیشتر و افزایش " سهم از مشتری"  می شود.

-داشتن رفتارهای غیر منتظره ، غیر خطی و غیرقابل پیش بینی جذاب و همواره برای ماندن در خاطر خریداران توصیه می شود.

-لحظه ای که مشتری انتظار نداشت خدماتی ارائه دادید، ارزشمند است. دقیقاً زمانی که منتظر است  " نه" بشنود اگر "بله" شنید آن زمان موفق شد ه اید.

اصل پانزدهم : هرچی پول بدی همونقدر آش نمیخوری!

-تثبیت کیفیت ، جدا از نوع مخاطب و قیمت توافقی باشد .

-اگر تغییری هم از روی ناچاری در محصول داده شد، در کیفیت از دید مشتری باشد تا مشتری آن را آگاهانه بپذیرد .

-در تثبیت کیفیت محصول همواره مساوات را در میان مشتریان مراعات نمائید .

اصلشانزدهم : جذابیتمهمتراستیازیبایی؟گرانیهدیهمهمتراستیاجذابیت؟

-جذابیت هدیه ناشی از شناخت دقیق مخاطب و نیازهای اوست . گاهی زیبایی دوام ندارد اما جذابیت، اثرگذاری و دوام بیشتری دارد.

-افراد دنبال هدیه گرانتر هستند در صورتی که فاقد جذابیت است . گاهی اوقات یک شاخه گل بسیار ارزشمندتر از هدیه گرانقیمت می باشد .

-بیشتر به دنبال جذابیت باشید نه گرانی .

-سلایق ، علایق ، انتظارات ، نیازها و ترجیهات مشتری را مانند سازمان های گوش فیلی بشناسید. یعنی گوش هایش مانند فیل برای شنیدن بزرگ باشد اگر انتقادات را نشنویم ، نمی توانیم خدمات و کالاهایمان را جذاب ارائه کنیم.

-ایرانیان اصول و مبانی جذابیت ، دلبری را با تمام ظرایف آن به خوبی می شناسند.

-برای مشتری کمی فسفر بسوزانید ! زیرا جذاب ارائه کردن، دشوار است .

اصل هفدهممشتری برنده،شمابازنده!عالیه !

-بده بستان ها اگر عادلانه باشند، ماندگار نیز خواهند بود .

-هر زمان احساس کردید مشتری برنده شما شد شما برده اید . تعریف جدیدی از رابطه برنده – برنده کرده ام . برنده - برنده رابطه ای است که در آن مشتری برنده و شما بازنده هستید . در واقع هرگاه در معامله ای، فروشنده ، آگاهانه به گونه ای رفتار کرد که مشتری احساس برنده بودن داشت ، آنگاه رابطه برنده – برنده شکل گرفته است.

-مشتری خود را برنده می داند و شما را به دیگران توصیه می کند.

اصل هجدهم :مراقب باشید ! دست مشتری پُرباشد .

-هدیه موجب الفت قلب هاست .

-هدیه دادن ، موجب افزایش سهم از مشتری و افزایش وفاداری مشتریان می شود .

-ارزش هدیه برای مشتری ماندگارتر ، بیشتر از خود محصول است .

-دیدار را با دستی پر و فشرده پایان دهیم .

-رفتار پدر بزرگ ها را تقلید کنید همیشه در جیب خود چیزی برای دادن به نوه ها دارند. شما هم به فراخور مشتری، هدیه ای به او بدهید.

اصل نوزدهم : زیرکی بفروش وحیرانی بخر

-وجود آرامش و امنیت در خرید ، موجب تصمیم سازی بهتر در خریدار می شود .

-بازار گرمی و بلبل زبانی ، خریدار را بیشتر نگران می کند.

-رفتارها ، نوع گفتار ، طرز برخورد از عوامل ایجاد آرامش یا نا امنی در مشتری هستند .

-استخدام فروشنده حرفه ای ، ممنوع. اگر فروشنده حیران به نظر برسد ، موفق تر عمل می کند تا افرادی که بازار گرمی می کنند این ها همه جا موفق نیستند. وقتی زیاد با مشتری صحبت کنید وحشت خواهد کرد.

اصلبیستمپیگیریازمشتریممنوع!

- حق، ستانی است اما پیگیری ممنوع است . از لحظه ای که بازاریابی شروع شد تا زمانی که هنوز قرارداد منعقد نشده است ممنوعیت ادامه دارد وقتی منعقد شد می توانید پیگیر باشید. پیگیری بیش از حد یا فراتر از لزوم، هیچ دستاوردی را برای فروشنده نخواهد داشت .

-  فقط تازه سازی روابط

- فروش فرآیندی است زمان بر و بسیار کند ( به ویژه در ایران )

-هرگز منتظر پاسخ یک مشتری که شما را امیدوار به خرید کرده است ، نمانید.

اصلبیستویکم : منشورفتارتانکاسبکاریباشد.

- برگرفته از بطن ایمان و اعتقاد حقیقی کسبه به اصول الهی و قوانین دینداری

-مطابقت با خلق و خوی ایرانیان و تازه ترین دستاوردهای نوین بازاریابی و فروش

-کارآفرینان را می توان کاسبان سازمانی ، یا حبیب الله نامید . Busiessman

-امروزه در هر سازمان یک گروه حاجی بازاری لازم است .

ايراني حرفه اي ترين فروشنده در جهان

زیرا هر کسی توانست به ایرانیان بفروشد، به دلیل پیچیدگی بسیار زیاد ، موفق است . آمریکایی نمی تواند حرفه ای شود مگر این که تکنیکهای جمع گرایی را بیاموزد تا بتواند به شرق نیز بفروشد . ایرانیان جمع گرا راحت تر می فروشند. اگر با رعایت اصول ۲۱ گانه فروش ایرانی همچنان مشکل فروش داشتید، فقط قیمت و محصولاتتان در بازار جذابیت ندارد. این ۲۱ اصل در هر صنف و صنعتی مصداق دارد و تفاوتی وجود ندارد . ایرانی باشیم و ایرانی بیندیشیم .

 


موضوعات مرتبط: فروش و معرفی منابع و جزوات کارشناسی ارشد گردشگری

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 8:57 | نویسنده : رضا حسینی |

علل عقب ماندگی صنعت توریسم در ایران   

با توجه به اینکه ایران از نظر جاذبه های غنی  فرهنگی و طبیعی و آثار باستانی جزء کشور اول جهان محسوب می شودولی آمارهای مربوطه از میزان درآمد و ورود جهانگردان به ایران نشان می دهد ما از این پتانسیل بالا استفاده نکردیم وسهم قابل توجهی در مقایسه با جهان و منطقه جنوب آسیا نداریم و در عین حال دارای ترازی منفی هستیم.در دنیای امروز که حرکت جهان به صورتی شتاب آلود به سوی قرن فن آوری و گذر از دوران سنتی به مدرنیته می باشد شیوه های سنتی توسعه اقتصادی و اتکا به درآمدهای محدود ناشی از سرمایه های فسیلی را مطرود می کند و ضرورت ایجاد  حرکت های نوین و دستیابی به مکانیزم های کارآمد در بهره گیری افزون تر از شرایط طبیعی را به ویژه در کشورهایی که از فرهنگ غنی، تاریخ کهن و آثار باستانی بسیاری برخوردارند را ایجاب می کند که ایران هنوز نتوانسته از این سرمایه عظیم استفاده بهینه کند.

در اینجا به برخی علل عقب ماندگی صنعت توریست در ایران اشاره می کنیم.

1- تبلیغات بسیار سوء در مورد دولت جمهوری اسلامی ایران که در سطح جوامع بین المللی در گروه کشورهای تروریستی قرار گرفته باعث شد که افراد خارجی این احساس را داشته باشند که با سفر به ایران  امنیت جانی و مالی آنها تأمین نمی شود و این خود باعث شده که ایران از جمع کشورهای مورد علاقه جهانگردان خارج شود.

2- وجود قوانین خاص در کشور از جمله استفاده از حجاب برای جهانگردان زن غیر مسلمان که خود انگیزه را در جهانگردان پایین می آورد.

3- عدم سرمایه گذاری بخش خصوصی فعال در صنعت هتل سازی و آژانس های مسافرتی

4- نداشتن امکانات مناسب نبود هتل های مناسب راه های دسترسی مناسب به محل های باستانی، امکانات تفریحی برای جهانگردان وجود ندارد.

5- عدم وجود ساختار مناسب شهرها: بدین معنی که شهرهای ما به چشم توریست پذیر نگاه نشده  و هنگام سفر به آنها هیچ تابلو یا نشانه ای در خصوص راهنمایی به اماکن دیدنی یک شهر یافت نمی کند یا در صورت وجود همه آنها به زبان فارسی می باشد.

6- کهنه و قدیمی بودن صنعت حمل و نقل نبودن ناوگان مسافربری و منطبق با تکنولوژی روز به عدم رشد این صنعت عنوان کرد.

7- عدم تبلیغ و اطلاع  رسانی در اینترنت یکی  از ابزارهای جذب توریست برای زمان ها و فصل های مختلف نیز استفاده از توریست است. به این وسیله می توان در تمامی فصول توریست را به دیدار از ایران دعوت کرد باید تبلیغ را متناسب با تنوع خاص که در کشور وجود دارد  با توجه به اکوسیستم ایران می توان می توان هم توریست علاقه مند، گنجینه های فرهنگی و توریستی را جذب کرد و هم علاقه مندان به طبیعت.

8- عدم جذابیت موزه های کشور وقتی به یک موزه مراجعه می کنیم می توان به نقاط ضعف آن پی  برد.نرخ گران ورودی که باعث شده است مردم کمتر از موزه های کشور بازدید کنند و موقعیت مکانی نامناسب موزه ها

9- بکارگیری افراد ناکارآمد وغیر متخصص در صنعت جهانگردی

10- عدم اعطای تسهیلات وسیع اقتصادی در زمینه های مالیاتی، بانگی و گمرکی به صنعت توریست

11- فقدان وسایل ارتباطی صحیح و کافی

12-  نازل بودن سطح فرهنگ عمومی در برخورد با جهانگردان (از نظر آشنایی عامه مردم با زبانهای بین المللی)


موضوعات مرتبط: گردشگری و سفر

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 8:46 | نویسنده : رضا حسینی |
آداب ومعاشرت  
حرمت به دیگران
حرمت به خارجیان : در موقع پرسیدن سؤال ، نباید ملیت طرف را به رخش بکشید . مثلا" نگوئید آقای فرانسوی ساعت چند است ؟ بهترین انتخاب این است که بگوئید ممکن است بفرمائید ساعت چند است ؟ اگر به زبان مادری خویش جواب شما را داد مسخره اش نکنید.
با یک سیاهپوست در مورد برده های سیاه پوست صحبت نکنید و یک آلمانی را از اعقاب هیتلر نخوانید . یک چینی را که سگ و گربه می خورد مسخره نکنید ، مگر اینکه سگ و گربه شما را خورده باشد!هرگز به یک خارجی نگوئید اجنبی.
حرمت به خانمها : خانمها بسیار قابل احترام هستند به همین دلیل :
 
آقایان باید کمی زودتر از خانمها سر قرار حاضر شوند.
آقایان نباید یک متر جلو تر از خانمها حرکت کنند ( نیم متر اشکالی ندارد !)
آقایان باید موقع رساندن خانمها به منزل آنقدر بایستند تا خانمها وارد منزل بشوند.
پسرها نباید دخترها را مسخره کنند حتی اگر زیبا نباشند.
حرمت به چاقها : اگر چاقها، چاق هستند تقصیری ندارند اغلب زندگی مشکلی دارند پس نباید آنها را مسخره کرد.
حرمت به پیرها :‌حتما"‌صندلی خود را به پیر ها بدهید .هرگز پیرها را نزنید . با آنها تا حد امکان مهربان باشید.
حرمت به استاد : اگر استادتان شما را دوست ندارد یعنی او دیگر شغلش را دوست ندارد ، بهتر است با چنین استادی مدارا کنید
در احترام به استاد نکات ذیل را رعایت کنید :
1-   زندگی استاد را خراب نکنید.
2-   وقتی او حرف می زند شما حرف نزنید.
3-   نگوئید فهمیدم ( چون حقیقت ندارد )
4-مدام به ساعتتان نگاه نکنید و خمیازه نکشید.
5- فکر نکنید این اوست که بد درس می دهد ، شاید این شما باشید که بد می فهمید.
6-   فکر نکنید از جریمه  و یا تنبیه کردن شما لذت می برد.
7- زمانی که تدریس استاد تمام نشده است ، هرگز از کلمه « خسته نباشید »‌استفاده نکنید .بکار گیری این کلمه در آن زمان ، به معنای آن است که شما استادتان را مورد توهین قرار داده اید.
8- دیرتر از استاد به کلاس وارد و زودتر از او از کلاس خارج نشوید مگر با کسب اجازه.
9-   پشت میز استاد ننشینید ، حتی اگر خالی باشد.
10-از ایجاد هرگونه سر وصدا در کلاس پرهیز کنید.
11-دستتان را روی شانه استاد نگذارید و با او خودمانی نشوید.
 12-برای گرفتن نمره بیشتر چانه نزنید
فصل ششم :حرمت به طبیعت و اشیاء  
حرمت به طبیعت : گلها را از ریشه نکنید، چون دیگر سبز نخواهند شد.کیسه و بطری پلاستیکی را در مزارع و پارکها روی زمین نیندازید. آشغالها را در رودخانه و دریا نریزید، چون ماهیها نمی توانند آن را هضم کنند . ته سیگار در جنگل نیندازید تا سال بعد دوباره بتوانید جنگل را ببینید. به خاطر حرمتی که به ماهیها می گذارید در دریا .... نکنید.
حرمت به اشیاء : به خاطر لذت شخصیتان چیزی را کثیف نکنید ، گوشی تلفن عمومی  را نشکنید و...
اگر میل  بی اندازه ای به نوشتن روی دیوار دارید اول سعی کنید جلوی خوتان را بگیرید اگر موفق نشدید روی دیوار های خانه های کهنه و خراب چیز بنویسید ، شاید کسی برای آبادانی آنها آستینها را بالا بزند  .
 فصل هفتم :حرمت به خود
لباس: قبل از اینکه بوی خوب بدهید باید احساس خوب داشته باشید و در لباستان راحت باشید ، اگر لباستان خیلی ناراحت باشد، شیک پوش نیستید. اگر لباستان خیلی هم راحت باشد شیک پوش نیستید . شیک پوش واقعی آن است که به چشم نیاید هرگز این حالت را نگیرید که لباس پلو خوریتان را پوشیده اید ،‌حتی اگر به پلو خوری می روید . باید لباس ، با زمان ، مکان ، موقعیّت ، شخصّیت ، سن و اندامتان هماهنگ باشد.
خمیازه : خمیازه نشانه این است که خسته هستید و حوصله تان سر رفته است پس باید تا حد امکان در خفا انجام شود. برای اینکه به اطرافیانتان توهین نکرده باشید ، خمیازه تان را مخفی کنید و اگر دیر شد فقط بگوئید ، «ببخشید !خیلی خسته هستم !» مخصوصا"‌مراقب باشید متوجه نشوند که حوصله تان از آنها و برنامه هایشان سر رفته است.
توجه: در هنگا م خمیازه ، دستهایتان را جلوی دهانتان بگیرید.
سکسکه : اگر به سکسکه دچار شدید ، به آرامی یک لیوان آب بنوشید ، بدون این که در این فاصله نفس بکشید. به کسی که سکسکه می کند نخندید.
آروغ :‌یکی از اقدامات مشمئز کننده است.
فین ، زکام : به آرامی فین کنید . دستمالتان را تماما" باز نکنید بلکه آن را نیمه باز کنید ، پس از فین کردن در دستمال به آن نگاه نکنید.
عطسه :‌در هنگام عطسه حتما" جلوی دهانتان را بگیرید و با صدای بلند عطسه نکنید.
 فصل هشتم :آداب مکالمه

چند اصل مهم : گوش دادن را بلد باشید . ناگهان وسط کلام به حرف دیگری ندوید و صحبتش را قطع نکنید.هیچ آدم بدبختی را برای مدت طولانی به حرف نگیرید.زمانی که با شما حرف می زنند بی توجهی نشان ندهید و سر انجام وقتی در امری  مطمئن نیستید پافشاری نکنید.
توجه: مهم نیست که حرف نزنید ، مهم این است که حرفی برای گفتن داشته باشید.
فقط در باره خودتان حرف نزنید کلمات گفتنی دیگر وجود دارند جز در موارد ضروری (مانند تدریس ،کنفرانس ، سخنرانی و... )با صدای بلند صحبت نکنید.
سخنان درشت و حرفهای نابجا : بدترین فحشها  همراه با نام مادر است.هرگز به یک یتیم فحش پدر و مادر ندهید.
برخی کلمات نابجا که متاسفانه توسط بعضی اشخاص استعمال می گردد:
اوزگل: زشت و بی قواره
دو دره کردن: کسی  را گول زدن و در رفتن
افه آمدن:ژست گرفتن
مادرش گیره: مادرش سختگیره
یارو رله است: طرف ریلکس است
خرمایه: پولدار
تریپ لاو:خیلی عاشقانه
یارو فنچه: طرف، بچه است
یه حالی به ما بده: یه کمکی به ما بکن
شاک زدن:شاکی شدن
عمراً: هرگز
دهان کسی را سرویس کردن: کسی را آزار دادن
خفه شو: ((خفه شو)) در موارد استثنائی است. مثل زمانی که کسی که موافق تبعیض نژادی است و با بحث قانع نمی شود و آنرا به ضرر جامعه بشری و برای توسعة جنگ تبلیغ هم می کند. در این صورت به یک بزرگتر از خود یا پیرتر باید گفت : لطفاً خفه شوید! ولی پیربه جوان می گوید : جوان ! خفه شو!
 شما خطاب کردن: وقتی به کسی شما خطاب می کنند که از نظر سنی یا شغلی و یا اجتماعی،به نحوی متفاوت باشد. وقتی که در انتخاب تو یا شما شک دارید بهتر است که ضمیر شما را به کار ببرید بعدها به آسانی می شود از شما به تو تغییر لحن بدهید، ولی بر عکس این کار ، کمی مشکل خواهد بود.
     به چه کسانی باید شما خطاب کرد؟ به یک امپراتور، به یک ژنرال، به یک حاکم، به یک استاد، به یک رئیس و ...
     تو خطاب کردن نسبتا ًنشانه مساوات و برابری دو نفر با یکدیگر، از نظر موقعیت اجتماعی، آباء اجدادی و از نظر خانوادگی است. تو خطاب کردن، همیشه گویای یک رابطه طولانی و صمیمیت زیاد  است یک جوان ، نباید به مرد پیر، مخصوصاً اگر او را خوب نمی شناسد، تو خطاب کند مگر اینکه فرد پیر از او خواسته باشد که به او، تو بگوید.
    به چه کسانی می توانید تو بگویید؟ به تمام کسانی که دوستشان دارید! به یک دوست و ...
    عرض کردن و فرمودن: زمانی که کسی از نظر سنی یا شغلی و یا اجتماعی بالاتر باشد از اصطلاح فرمودن استفاده می شود. مثلاً نمی گوییم استاد عرض کردند ،بلکه می گوییم استاد فرمودند ... هرگز به کسی از نظر شغلی ، سنی یا اجتماعی بالاتر است . نمی گوییم ، من فرمودم ! (اصولاً به کارگیری این اصطلاح در هیج جا صحیح نیست) بلکه باید بگوییم: من عرض کردم در مقابل کسی که با ما برابر است می توانیم بگوییم : من گفتم ، یا شما گفتید . البته این هامانع از این نیست که یک استاد به دانشجویش بگوید: شما فرمودید. ( که نشانگر احترام قرار دادن یک مافوق به زیر دست خود است.)
     قسم خوردن: هر چه بیشتر قسم بخوریم تا حرفمان را ثابت کنیم ، باور دیگران را نسبت به خود کاهش داده ایم.
فصل نهم: تلفن و فکس و موبایل
تلفن: تلفن برای به دست آوردن همه نوع خبر است.حتی می توانید وقتی تقاضای چیزی یا کاری ندارید هم تلفن کنید. بعد از برقراری رابطه تلفنی (مخصوصاً وقتی شماره را گرفته اید و وقتی مطمئن شدید ارتباط درست برقرار شده است )، باید فوری خودتان را با نام خانوادگی معرفی کنید و هرگز قبل از اسم خودتان ،آقا  یا خانم یا دوشیزه به کار نبرید. بعد سلام کنید حتی اگر فرد آن طرف سیم را دوست ندارید. اگر تلفن قطع شد، باید همان فردی که اول شماره گرفته است دوباره شماره بگیرد. نباید تلفن را برای مدت طولانی در انحصار بگیرید، حتی اگر فرد آن طرف سیم را خیلی دوست دارید صبح زود و شب دیروقت تلفن نکنید و ساعت معمول صرف غذا نیز نبایدتلفن کنید. به عنوان فرد ناشناس هم تلفن نکنید. از پشت تلفن بلند صحبت نکنید.
    پس از گرفتن شماره و برقرار شدن ارتباط، باید اول نام محل یا فرد مورد نظرتان را بپرسید نه اینکه ابتدا به ساکن سئوال کنید : شما؟ آنجاکجاست . اگر از تلفن عمومی یا تلفن متعلق به دیگری استفاده می کنید مکالمه تان را کوتاه کنید هرگز تلفن دیگران را تلفن خود ندانید.
    فکس(نمابر): یک فکس جای نامه را نمی گیرد، به خصوص نامه های خصوصی را ، فکس را هر کسی می تواند بخواند.
    منشی تلفنی:منشی تلفنی ، درست،همانهایی را تکرار می کند که شما طبق برنامه به او داده اید پس تلاش کنید عباراتی که به منشی تلفنی می دهید طولانی نباشد (حداکثر 10 ثانیه و حداکثر به 2 زبان) (شاید تماس گیرنده با موبایل تماس بگیرد ، شاید عجله داشته باشد یا ... ) اگر شما تلفن کننده هستید حتماً پیام بگذارید و بدون صحبت قطع نکنید. پیامتان باید تا حد امکان مختصر و مفید باشد. اگر اولین نفری هستید که در خانه نوار ضبط شدة تلفنی را گوش می دهید، برای اطلاع دیگران (اعضای خانواده)، پیامها را روی یک کاغذ بنویسید.  
    موبایل:تا چندی پیش داشتن موبایل، نشانة زندگی لوکس بود، چون تعدادی افرادی که با آن سروکار داشتند بسیار کم بود درحال حاضر دیگر ، اکثریت مردم موبایل دارند، پس موبایل وسیله تفاخر و فخرفروشی نیست، اگر موبایل دارید ، حتماً در این مواقع خاموش کنید: در رستوران، و موقع صرف غذا، سینما یا تئاتر ، به درهواپیما ، در جلسة سخنرانی یا کلاس درس ، پشت فرمان اتومبیل و...
    اگر همراه کسی یا کسانی هستید، به محض این که موبایلتان به صدا در آمد پاسخ دهید شاید  کسی دوست نداشته باشد مدت طولانی به زنگ موبایل شما گوش بدهد آرام و ترجیحاً بیرون از جمع صحبت کنید. شاید دیگران نخواهند به مکالمات شما گوش بدهند کوتاه صحبت کنید یا این که بگویید بعداً تماس خواهید گرفت. به مکالمات تلفتی یاموبایلی دیگران گوش نکنید و پس از پایان مکالمه نپرسید مگر چه اتفاقی افتاده است ؟ بلکه سعی کنید هنگامی که دیگری با تلفن یا موبایل صحبت می کند خود را سرگرم کرده یا به بهانه ای از آن اتاق خارج شوید بدون تردید اگر موضوعی باشد که همه باید از آن آگاه شوند به شما خواهند گفت.
    زمانی که کسی با شما صحبت می کند  یا در جمعی نشسته اید، با موبایلتان بازی نکنید.
    فصل دهم : نامه نویسی
    مکاتبه :نامه های خصوصی را حتماً با دست بنویسید از ماشین تحریر یافکس استفاده نکنید مراقب غلطهای املایی خود باشید. 
   نوع کاغذ:کاغذ باید سفید یا به رنگهای ملایم ساده، بدون خط وحاشیه باشد.
   جوهر: از جوهر خودکار آبی و یا خودکار سیاه استفاده کنید
     پاکت:همیشه باید روی پاکت، در کنار نام گیرنده، عباراتی نظیر (جناب آقای ، سرکار خانم ، دوشیزه محترم ) نوشته شده باشد کلمه آقا، همیشه قبل از کلمه خانم روی پاکت نوشته می شود: مثل آقا وخانم محمدی .
روی پاکت از نوشتن کلمه عزیزم، مهربانم، نازنینم و ... باید خودداری کرد حتی اگر گیرندة نامه، عزیزو مهربان باشد
      شیوة نامه نویسی :نامة خصوصی را با دست می نویسند ولی نامة رسمی تایپ می شود. تاریخ در قسمت راست و بالای صفحه نوشته می شود. شروع نامه نباید در لبه کاغذ باشد (یک سوم پایین تر از کاغذ ، بهترین جا برای شروع است ) همیشه یک حاشیة سفید در سمت راست و چپ کاغذ، باقی گذاشته می شود.درحاشیة نامه چیزی نمی نویسند به جای خط خوردگی ، بهتر است نامه دوباره نوشته شود.
     شیوة نگارش متن نامه: نامه همیشه با یک جملة مرسوم شروع می شود و بعد، یک «ویرگول» یا ((کام))ا و سپس از خط بعدی ، متن اصلی نامه آغاز می شود. در آخر هم یک جمله مرسوم پایانی نوشته می شود. جملة پایانی باید با جملة شروع نامة همخوانی داشته باشد.
     شروع نامه(به ترتیب از شروع صمیمی تا شروع رسمی):  .... بسیار عزیزم، ... بسیار عزیز، دوست عزیزم، آقا (یا خانم) عزیز، آقای محترم، جناب آقای رئیس ، جناب رئیس جمهور.
    هرگز نمی نویسند: جناب آقای بسیار عزیزم، محمدی عزیز! آقا جان !و...
     جملات پایانی نامه (به ترتیب از پایان صمیمی تا پایان رسمی ): تو را می بوسم، قربانت می روم، با محبت ودوستی ، با احترام، بانهایت ادب و احترام.
 
      امضا: در آخر نامه، درکنارامضایتان، نام ونام خانوادگیتان را واضح بنویسید.شاید برای خیلی ها تشخیص و خواندن امضای شما دشوار باشد.
    عنوان بندی:
     به یک فرد متشخص:جناب آقای، سرکار خانم.
     به یک استاد یا یک قاضی: استاد محترم جناب آقای... .
     به یک پزشک: آقای دکتر... .
     به یک ارتشی: جناب سرهنگ ...، تیمسار... ، امیر...، تیمسار سرتیپ.... .
     به یک  و زیر:جناب آقای ... وزیر محترم ... .
     به یک سفیر:عالی جناب سفیر ... .
     به یک خانم سفیر: سرکار خانم سفیر ... .
     خواندن نامه ها: نامه های دیگران راکه روی میز در گوشه و کنار افتاده ، نخوانید.
      حامل نامه :اگر نامه ای به شما می دهند تا به کسی برسانید، به دلیل اعتمادی که به شما دارند ، باید در پاکت را باز بگذراند و شما نیز به دلیل ادبی که دارید، باید جلوی چشم صاحب نامه، در پاکت را بچسانید. 
      فصل یازدهم: ملاقات و دیدار
       ملاقات با پزشک:  حتماً از قبل دوش بگیرید. لباسهای زیرتان را عوض کنید، لباس راحت بپبوشید ، هر دوپایتان را بشویید حتی اگر فقط یک پایتان دردناک باشد.) یااگر خانم هستید، بدون آرایش باشید تا پزشک از رنگ رخسار شما حالت مزاجتیان را به راحتی تشخیص دهد.
      یک پزشک سالهای زیادی درس خوانده است، از پس امتحانات به خوبی برآمده و افتخارش این است که او را دکتر خطاب کنند. پس باید گفت : سلام آقای دکتر.
      در موقع نوشتن نسخه،زیاد با دکتر صحبت نکنید ولی اگر با روانکاوتان حرف می زنید، به صحبتتان ادامه دهید، به دلیل این که خط پزشکان کمتر خواندنی است به دستورهای آنها در مورد مصرف داروها خوب گوش بدهید تا اشتباهی پیش نیاید.
     وقتی نزد پزشک می روید، متوجه باشید که شما، تنها بیمار او نیستید، ودیگران در اتاق انتظار لحظه شماری می کنند حتی اگر عموزاده دکتر هستید هم وقت او را زیاد نگیرید.
     اگرازپزشک وقت گرفته اید،در وقت معین نزد او باشید ، حتی اگر منشی مجبور باشد کسان دیگری را قبل از شما به اتاق معاینه بفرستد. در مطب دکتر ومجامع عمومی  دیگروقتی روزنامه یا مجله ای را ورق زدید و مطالعه کردید، آنرا مرتب کرده و در جای خود بگذارید.
     وقتی در یک مهمانی به پزشکی برمی خورید که یکی ازمدعوین است،دردهایتان را به یاد نیاورید، آخر او هم برای چند ساعت تغییر زندگی و لذت بردن از اوقاتش به مهمانی آمده است. ضمناً بدانید که یک پزشک جراح،جراحی می کند ولی طبابت نمی داند. یک پزشک داخلی، طبابت می کند ولی جراحی نمی داند. یک پزشک روانکار، نه طبابت می کند و نه جراحی. فقط یک  آسیب شناس(پزشک قانونی) است که هم طبابت می داند و هم جراحی ولی دیگر خیلی دیر شده است.
      ملاقات در بیمارستان:زمان ملاقات و ورود و خروجتان را با وقت تعیین شده در بیمارستان تنظیم کنید.یک هدیة کوچک ببرید: یک شاخه گل، یک بسته کوچک آبنبات، یک نوار ضبط صوت ، یک کتاب و ...
     اگر اتاق بیمار دو تخته است ، به بیمار دیگر هم سلام کنید. وقتی پزشک یا پرستار، برای ملاقات یا رسیدگی به بیمار وارد اتاق می شود، شما از اتاق خارج شوید.
     زیاد سرتاپای پرستار را برانداز نکنید. در مورد بردن  گل مواظب باشید گل معطر نباشد  چون با این کار موجبات سر درد  بیمار را فراهم کرده اید. به چهره تان حالتی ندهید که بیمار فکر کندمردنی است . با تب و بیماری و اگیر، به دیدار نروید ودر اتاق بیمار سیگار نکشید. روی تختواب بیمار ننشیند و نخوابید. از مرگ کسی  که با همان مرض مرده، با بیمار حرف نزنید.
      ملاقات نوزاد:تولد یک نوزاد در هر خانواده ، شادمانی و اتفاق مهمی است .پس : یک هدیة کوچک برای نوزاد ببرید. سوالهای خوب و به جا بکنید. وزن، قد و ... نوزاد را طوری نگاه کنید که انگار مجذوب او شده اید(حتی اگر نشده اید). به نوزادی که گریه می کند، نگویید، خفه شو! روی نوزاد زیاد خم نشوید و یا سرفه نکنید. صورت او را نبوسید. سیگار نکشید. با دوربین فلاش دار از نوزاد،عکس نگیرید. اگرنوزاد خیلی زشت است، نگویید: ای وای ! چه بد ترکیب است
     توجه: نگویید: وای خدای من ! اصلاً به پدرش شباهت ندارد!
    چند روزی در میان دیگران: دوستتان شما را برای گذراندن چند روز تعطیلات به خانه یا ویلای پدر و مادرش یا در یک شهرستان به خانه اش دعوت کرده است، حتماً به خانواده اش گفته که شما بسیار عاقل و سر به راه هستید و به خوبی تربیت شده اید .پس:
    یک هدیة کوچک برای مادرش ببرید، قبل از خواب به آنها شب بخیر بگویید، صبحها رختخوابتان رادرست کنید، اتاقی را که به شما داده اند تمیز نگه دارید، در کمک به کدبانوی خانه کوتاهی نکنید، منتظر نباشید آنها بیایند وبرای سرگرمی شما کاری کنند. خودتان را همراه نشان دهید و با هیچ برنامة آنها مخالفت نشان ندهید در آخرین روز ملافه های استفاده شده را جمع کنید. موقع رفتن از آنها درست وحسابی تشکر کنید.
     هرگز به دوستتان نگویید مادرش خیلی زشت است حتی اگرحقیقت داشته باشد!!
     وقتی به خانة خود بازگشتید، با تلفن یا نامه از آنها تشکر کنید. ضمناً برای یادگاری، اشیاء متعلق به آنها را کش نروید!!
 فصل دوازدهم : آداب محل کار
 پیشرفت: اگر در کارتان ترقی و پیشرفت کرده و یا ثروتمند شده اید، خودتان را گم نکنید .شاید شانس به شما لبخندی زده باشد .پول، نوکر خوب و ارباب بدی است.
سروقت:هر چه بیشتر سروقت در محل کارتان حاضر باشید، بیشتر بر کارتان مسلط خواهید شد. سحرخیزی اولین قدم در کار است.
     وقتگیری:با کارمندان اداره و همکارانتان حتی اگر بسیار دوست و  نزدیک هستید زمان طولانی صحبت نکنید و بگذارید آنها به کارهایی خودشان و مردم رسیدگی کنند.
     شغل مساعد:به دلیل اینکه شغل مساعد به دست آورده اید، نباید هر طور که می خواهید رفتار کنید.به ملاقاتهای از پیش تعیین شده تان اهمیت دهید. ساعات، دیگر به شما تعلق ندارند .
     صدای کفش:خانمها نباید در محل کار کفشهای پاشنه دار پرسروصدا به پاکنند، مخصوصاً اگر کارشان به گونه ای است که باید مرتب در حرکت باشند.
      میز مدیر:پشت میز مدیرتان ننشینید حتی اگر خالی باشد.
      دو به هم زنی:میان همکاران دو بهم زنی نکنید. برای پیشرفت و ترقی خودتان و به منظور تخریب همکاران ، به مدیرتان دروغ نگویید. به پیشرفت دوستانتان حسادت نکنید . ترور شخصیت نکنید. گزارش کذب ننویسید.
   فصل سیزدهم : درکتابخانه
    موبایلتان را روی ویبره بگذارید . با بغل دستی خود صحبت نکنید. از ایجاد صداهای غیر متعارف خودداری کنید. از راه رفتن و قدم زدن بیش از حد در سالن مطالعه بپرهیزید. در کتابخانه غذا نخورید.کتابخانه با رستوران تفاوت دارد.
    در دستمال فین نکنید، یا فین خود را بالا نکشید. در کل از انجام هر گونه عمل غیر بهداشتی خودداری کنید .پایتان را ازکفش بیرون نیاورید شاید کسانی باشند که به بو حساسیت داشته باشند.
    از درس خواندن دسته جمعی با صدای بلند وحرکاتی که آرامش کتابخانه را به هم بزند، خودداری کنید. کتابخانه با  سالن کنفرانس تفاوت دارد.
    از طرح اشکال یا پاسخ به اشکالات دوستان، درکتابخانه خودداری کنید. کتابخانه با کلاس درس تفاوت دارد.
    از قرار گذاشتن با دوستان در کتابخانه پرهیز کنید.کتابخانه، با پارک یاکافی شاپ فرق دارد.
    از نوشتن یادگاری روی میزو صندلی کتابخانه،یا چسباندن آدامس به آنها یا ریختن آشغال در کتابخانه خودداری کنید. اگر کتابی به امانت می گیرید سالم و به موقع تحویل دهید و قواعد هر کتابخانه را رعایت کنید.
    فصل چهاردهم: پیاده در خیابان
      درخیابان ، همیشه دیوار پیاده رو را در اختیار خانمها، مسن تر ها و بزرگترها بگذارید چه همراهشان باشید و چه با آنها برخورد کنید.در برخورد با کسانی که بچه همراه دارند و یا مسن هستند باید اول راه به آنها بدهید.
    افتادن کسی بر زمین اصلاً خنده ندارد. سعی کنید به کسی که زمین خورده است کمک کنید. وقتی به کسی تنه زدید معذرت بخواهید.
    با دوچرخه یا موتوردر پیاده رو نرانید. سه چهار نفری عرض پیاده رو را طی نکنید.نام دوستتان را با صدای بلند فریاد نزنید و سوت نکشید. اگر کسی از شما نشانی پرسید، برای تفریح، او را سردرگم نکنید و راه عوضی، به اونشان ندهید . برای عابران ادا در نیاورید. آنتن اتومبیلها را کج نکنید. روی اتومبیلهای پارک شده خط نیندازید و دزدگیر آنها را به صدا در نیاورید. به عابران خیره نشوید .(به طور کلی به هیچ کس خیره نشوید!)
    وقتی اتومبیلی به شما راه داد ازراننده اوتشکر کنید.
    با چراغ سبز عابر پیاده از عرض چهارراه شوید.
    توجه: از افراد مشکل دارو ودیوانگان آدرس نپرسید.
     فصل پانزدهم: وسایل نقلیه عمومی
    به طور کلی وسیلة نقلیه عمومی خفه کننده است. بوهای مختلف از عرق تن ، ادکلن، بوی دهان، همراه با گاز و دود بنزین و ... همه با هم در وسایل نقلیه استشمام می شوند. حداقل شما یک نفر سعی کنید از این بوها ندهید، حتی اگر خودتان هم  متوجه نیستید.
    اتوبوس: با هیچ شیء تیزی به صندلی اتوبوس آسیب نرسانید. آدامستان را به صندلیها نچسبانید. سرتان را در روزنامة بغل دستی فرو نبرید. بهتر است جای خود را به مسن ترها یا زنهای حامله یا افراد معلول یا بچه دار بدهید. خودتان را روی صندلیهای دو نفره اتوبوس رها نکنید و جای کافی برای نفر بعدی باقی بگذارید، حتی اگر خیلی لاغر باشد.
     تاکسی:همیشه پول خرد آماده در دست داشته باشید تا دیگران را معطل نکنید. اگر پول خرد نداشتید، همان ابتدا پولتان را بدهید. زمانی که چراغ سبز است و کار بسیار مهم و ضروری ندارید، آنطرف چهارراه پیاده شوید و مسافران را معطل نکنید، خودتان را روی صندلی رها نکنید(به خصوص آقایان، زمانی که کنار خانمی نشسته اند).خانمها از قرار دادن کیف، ساک و یا ... میان خود و آقایان خودداری کنند.
     قطار: با چمدانهاو اثاثیه تان جای دونفر را اشغال نکنید . کفشهایتان را از پا در نیاورید. راهروی وسط را فقط به خودتان اختصاص ندهید. برای جلب توجه، مدام با موبایلتان حرف نزنید. به مسن ترها کمک کنید تا اثاثیه شان را جابجا کنند. غذایتان را مودبانه بخورید. اگر درترن می خوابید سعی کنید خرخر نکنید. سرتان را روی شانة مسافر بغل دستی نگذارید . وقتی از جلوی پای دیگران رد می شوید عذرخواهی کنید. پاهایتان را زیاد از حد دراز نکنید.پاهایتان را با کفش روی صندلی مقابل نگذارید.واکمنتان را خیلی بلند نکنید. اگر دیگران هم بخواهند گوش بدهند،حتماً یکی برای خودشان خواهند خرید. واکمن بلند، به گوش آسیب می رساند .
      هواپیما:دم به دم مهماندار را احضار نکنید. با  وول  خوردن، نفر کنار دستیتان را آزار ندهید . کفشهایتان را در نیاورید. روی شانة بغل دستیتان چرت نزنید. از تلفن همراه استفاده نکنید. در راهروی هواپیما پیاده روی نکنید .پتو و بالش هواپیما را خراب نکنید. از آخرین فاجعة هواپیما که شنیده اید صحبت نکنید. در پاکت مخصوص استفراغ کنید نه روی زانوی بغل دستیتان. تمام منظرة پنجرة هواپیما را با بدنتان نپوشانید شاید نفر بغل دستیتان هم بخواهدزمین را تماشا کند. ساک بزرگ و اثاثیه زیادی به همراهتان نیاورید ظاهراً قرار نیست در کرة ماه بزمی برپا شود!تا توقف کامل از جایتان بلند نشوید و مسئولین و سایرین را عصبانی نکنید.موقع خروج از هواپیما، از مهمانداران و مسوولین تشکر کنید و صابون ودستمال و ... را از کابینت هواپیما کش نروید!
      در اتومبیل:این مهم نیست که چه اتومبیلی دارید بلکه مهم این است که چگونه آدمی هستید و چطور رانندگی می کنید.سرنشینان اتومبیل را وحشت زده نکنید، حرمت پلیس راهنمایی رانندگی را حفظ کنید، به پیاده ها و سایر رانندگان فحش ندهید. بعد از تصادف، در نروید. اگر با اتومبیل پارک شده ای تصادف کردید، شمارة تلفن یا نام ونشانیتان را بگذارید . جلوی پای عابر پیاده برای ترساندنش ناگهان ترمز نکنید. در موقع توقف، اتومبیلتان را به ماشین جلویی نچسبانید. برای ترساندن دیگران بوق نزنید. مقابل شیشه جلو و شیشه پشت، اسباب بازی، عروسک ، دم ببر و ... نچسبانید جلوی دید شما را می گیرد.درمکانهای عمومی ومحل تردد اشخاص (مانند : ساحل ، پارکها و ...) با ماشین خود ویراژ ندهید و عملیات نمایشی و اکروباتیک را به پیستهای خاص اتومبیلرانی اختصاص دهید.
     توجه: چراغ قرمز یعنی ایست!!
فصل شانزدهم: اگر با دیگران بیرون می روید
در سینما: تمام داستان فیلم را برای همراهتان تعریف نکنید(مگر این که نابینا باشد). وقتی زیاد سرفه می کنید به سینما نروید. با پاهایتان به صندلی جلویی فشار نیاورید. کفشهایتان را از پا بیرون نیاورید. سیگار نکشید و مشغول تخمه شکستن نشوید.
     در موقع نمایش چشمهایتان را باز کنید و دهانتان را ببندید و برای حرمت به سازندگان فیلم، پس از پایان فیلم ازجا بلند نشوید نام آنها برای شما نوشته شده است.
      در تئاتر: سر ساعت وارد سالن شوید پچ پچ نکنید، خرخر نکنید، نخوابید.
     در رستوران: اگر مهمان هستید، گرانترین غذا را سفارش ندهید. اگر مهمان کرده اید، ارزانترین غذا را سفارش ندهید. اگر سهم خود را می دهید، غذاهای لوکس را انتخاب نکنید. اگر معمولاً از غذا ایراد می گیرید زمانی هم که بسیار خوشمزه است تعریف کنید. 
     در استخر: قبل از شنا بدنتان را زیر دوش بشویید. بینی خود را در آب نگیرید. نزدیک شناگران دست و پا نزنید و فریاد و عربده نکشید.
    در کنار دریا: حولة ماسه ای را نزدیک سایرین تکان ندهید. کیسة نایلون ، آشغال ، بطری خالی و کاغذ چرب را روی ماسه ها جا نگذارید. با پرش ناگهانی در آب، افرادی را که بیرون از آب هستند ، خیس نکنید. به دریا حرمت بگذارید و پشتتان را به آن نکنید. 
    در پارک : گلها را نچینید. پاهایتان را در آب رونده پارک نشویید. راه بازی بچه ها را نبندید. روی نیمکت جای سه نفر را نگیرید. روی چمن راه نروید
فصل هفدهم: در اتومبیل دیگران
      برای سفرهای طولانی، در پرداخت پول بنزین و سایر مخارج، سهم خودتان را پبردازید. در شب با راننده حرف بزنید تا خوابش نبرد. پاهایتان را جلوی داشبورد نگذارید. از رانندگی راننده انتقاد نکنید. بدون اجازه رادیو را روشن نکنید. اگر راننده سیگاری نیست ، شما هم سیگار نکشید. به سایر راننده ها، فحش ندهید.صندلی راست سمت راننده ، معمولاً بهترین جای اتومبیل است وقبل از این که در آنجا بنشینید، به یاد آورید که خطرناکترین جا هم هست.
فصل هجدهم: آداب مسافرت

آمادگی سفر: برای سفرهای دراز مدت ، از یک هفته تا چند روز قبل، یادداشتی تهیه کنید و آنچه را که لازم است برای خود ببرید، بنویسید تا چیزی را جا نگذارید.
در ترن، هواپیما: در ترن یا هواپیما مدت طولانی در دستشویی نمانید به وضعیت دیگران هم فکر کنید. شاید آنها هم نتوانند خودشان را کنترل کنند و بخواهند که فوری دستهایشان را بشویند. وقتی با قطار سفر می کنید، تمام پنجره های کوپه را در انحصار خود در نیاورید وجلوی دید مسافران را نگیرید.
اثاثیه زیاد و سنگین: اگر اثاثیه تان زیاد است هرگز اجناسی را که گمرک به آنها تعلق می گیرد درچمدان دوستتان نگذارید. شاید او مودبتر از آن باشد که به شما نه بگوید.
زندگی در حومة شهر: اگر یکی از دوستانتان در حومة شهر زندگی می کند و شما هم مالک اتومبیلی هستید حتماً او را به خانه اش برسانید یا حداقل تا ایستگاه وسیله نقلیه همراهیش کنید .
بار اضافه: اگر دوستانتان شما را برای مسافرت کوتاهی دعوت کرده اند تا با اتومبیلشان بروید به جز یک ساک کوچک یا کیف دستی،بار دیگری به همراه نبرید و دوستتان را از دعوت خودپشیمان نکنید.
میزبان خوب: در تعطیلات آخر هفته در اتاقی که برای مهمانانتان اختصاص داده اید، دستمال، پارچ آب واحیاناً گلدانی بگذارید تا پذیراییتان کامل باشد . در دستشویی ترجیحاً از صابون مایع استفاده کنید.
خانة خود: اگر مهمان یا مسافری برای چند روز به خانة شما وارد شد به او اجازه دهید در بعضی از کارهای خانه به شما کمک کند تا خود را در خانةخویش احساس کند.
اقامت در هتل: آرام و موقر حرکت کنید. شب موقع خواب در اتاقتان را به آرامی باز و بسته کنید. در راهروها به آرامی راه بروید و بلند حرف نزنید. به اتاق هتل صدمه نزنید. آب میوه را روی زمین نریزید. حوله و وسایل هتل را با خود نبرید. صدای رادیو و موسیقی تان را خیلی بلند نکنید.هر بار که از هتل خارج می شوید کلید را به قسمت پذیرش بسپارید. دوستتان را با فریاد از اتاق یا طبقه دیگر صدا نزنید. با کفش سرپایی و لباس خواب به راهرونروید.از کسانی که به شما خدمت کرده اند تشکر کنید.
فصل نوزدهم : آداب هدیه دادن و گرفتن
گل شاخه ای : تعداد شاخه های گل باید فرد باشد.فقط گل رز است که از این قاعده به دور می ماند. گل رز را می توانید 6 ، 9 یا 12 شاخه بخرید. برای موقعیتهای استثنائی مثل سالگرد ازدواج و سالروز تولد، می توان تعداد شاخه ها را به شمارة تعداد سالهای ازدواج یا سنین عمر انتخاب کرد. فکر نکنید چرا گل سرخ خار دارد ، بلکه خوشحال باشید که شاخة خاردار، گل سرخ زیبایی هم دارد .
کاغذ و روبان دسته گل: برای شما ، دسته گلی هدیه آورده اند. لازم است بعداز تشکر، آنرا در حضور آورندة گل درگلدان آب قرار دهید. این نهایت بی توجهی است که دستة گل، روی میز یا مبل بپلاسد.فراموش نکنید کاغذ و روبان دستة گل برای زیبایی هدیه، به گل بسته شده است. آنها را بدون کاغذ و روبان در گلدان بگذارید، تا گلها فرصت داشته باشند زیبائیشان را بهتر شکوفا کنند.
کارت روی گل: اگر در یک مهمانی رسمی تر، با خودتان گل می برید،گلها را به مستخدم  یا کسی که در را به روی شما باز می کند بدهید و با دست خالی وارد شوید. کارت شما روی دستة گل، معرف شما خواهد بود. اگرسبد بزرگ گل سفارش داده اید، آنرا ساعتی قبل از ورود خودتان بفرستید.
هدیة تولد: هرگز زمان هدیة تولد به خانمی ، سن او را نپرسید زیرا بسیاری از خانمها به گفتن سنشان حساس اند.
استفاده از هدیه : هدیه را باید به سلیقه و احتیاج و پسند هدیه گیرنده انتخاب کنید. شما هدیه می دهید، اما اوست که از هدیة شما استفاده  می کند.
شکلات و شیرینی: هدایایی مانند شیرینی، شکلات ، آب نبات و سایر خوراکیها را درحضور هدیه دهنده به او و سایرین تعارف کنید.
دست خالی نروید: اگر برای اولین بار به خانة دوستی دعوت شده اید ، دست خالی نروید. حتی اگر فقط یک شاخة گل همراه ببرید، ادب و شخصیتتان را نشان داده اید.
فصل بیستم: آداب دعوت و مهمانی
ورود به مهمانی : با کلاه، پالتو، عصا و تکبرتان وارد مجلس مهمانی نشوید. همه را بیرون در به رختکن بسپارید.
ساعت مچی: خانمها، ساعت مچی ، مخصوصاً با  بند چرمی یا فلزی نقره ای پهن را هرگز با لباس شب به دست نمی بندند. مگر ساعت، طلایی یا نگین دار باشد .
آرایش :آرایش به معنی گریم نیست بلکه جزئی از نظافت است. فقط در مراسم رسمی تر مثل ازدواج یا نامزدی یا ... است که می توان کمی بیشتر آرایش کرد. به هر حال همیشه خودتان را قبل از خروج از خانه، در آیینه قدی نگاه کنید آیینه بهترین دوست انسان است.
برای خانمها: تا قبل از دوران سی سالگی می توانید لباسهای معمولی واسپرت بپوشید. در مهمانیهای رسمی نیز فراموش نکنید که هر چه ساده تر باشید وقارتان بیشتر نمایان خواهد شد . بعداز سی سالگی می توانید از طرحهای زنانه تری استفاده کنید ولی درهر حال مناسبت استفاده از لباستان را در نظر بگیرید.
خانم میزبان: در گردهمایی های خصوصی ،خانم میزبان می تواند غذا را برای مهمانانش تقسیم کند و یا گوشت را سر سفره برش دهد، ولی در مهمانی های رسمی تر گوشت باید قبلاً بریده و آماده شده باشد.
قابل توجه خانمها: پس از صرف غذا در مهمانیها ، بد نیست به اتاقک دستشویی بروید و آرایش بهم ریخته تان را در آنجا رفع و رجوع کنید تا همان گونه که باور دارید جوان آراسته به نظر بیایید.
فارسی را پاس بداریم :سعی کنید از بکاربردن کلمات عامیانه، مثل ((همساده)) به جای((همسایه))، (( اَ اینجا)) به جای(( ازاینجا))،((گشنه)) به جای((گرسنه)) و ...خودداری کنید و این عادت را از بین ببرید.
آداب دست دادن: مرد جوان،هیچ گاه دستش را برای دست دادن به مرد مسن تر جلو نمی برد. این مرد مسن است که باید دستش را پیش آورد .این مورد در مورد خانمهای جوان و مسن هم صادق است.
جنگ با همسر: اگر با همسرتان قهر هستید ظاهرتان را در برابر دیگران حفظ کنید.
انتشار خبر: در طول مهمانی در تمام شب اگر در مورد فرد یا افرادی حرف می زنند، حتی اگر چیزی می دانید، جزء افرادی باشید که ظاهراً چیزی نمی دانند. مخصوصاً کسی باشید که خبر را منتشر نمی کند.
میز غذا: در مهمانیهای پرجمعیت، که شام به طور ایستاده عرضه می شود،مهمانان ، پس از کشیدن غذا باید به سرعت میز را ترک کنند تا سایرین بتوانند برای خودشان غذا بردارند.
احترام به مهمان: اگر کفش راحت تر دارید ، در خانه به پا کنید. ولی هرگز با کفش سرپایی از مهمانتان پذیرایی نکنید. این، یک نوع بی احترامی نسبت به او است.
کدروت: کدروتتان را با افراد، به خصوص در جمع ظاهر نکنید. بهتر است این مساله بین خودتان باقی بماند.
اجبار: در گردهماهیها، مهمانان و یا سایرین را وادار نکنید که فقط به حرفهای شما و یا به نوار موسیقی مورد علاقه تان گوش دهند. چند نفری از آنها شاید مایل باشند گفتگو کنند و یا حتی برای هم لطیفه تعریف کنند.
دستشویی تمیز: دستشویی را برای مهمانتان آماده و تمیز کنید. حتماً از دستمال و صابون تمیز (ترجیحاً مایع) استفاده کنید. اگر مهمان هستید با همان کفشی که پوشیده اید به دستشویی نروید و اگر کفش خود را در می آورید، با دمپایی دستشویی ، از آنجا خارج نشوید.
معرفی: در مهمانیها، هیچ خانمی را برای معرفی نزد  شوهرتان نبرید.بلکه شوهرتان را نزد او بیاورید، مگر این که شوهرتان در مقام بسیار بالایی باشد و یا سن بسیار زیادی داشته باشد. در زمان معرفی، خانمها باید جلوی پای خانمها بلند شوند، ولی در مقابل آقایان کافیست که با احترام سر را کمی خم کنند، مگر این که آقا  یک شخصیت بسیار برجسته یا یک پیرمرد باشد، اما آقایان در هر سن و منصب و شخصیتی باید جلوی پای خانمها بلند شوند و ادای احترام کنند.
بوی سیر: اگر چند نوع غذا درست کرده اید، به مهمانان اطلاع دهید که در کدامیک سیر زده اید.
قوانین هر خانه: طوری رفتار کنید که میزبان شما رفتار می کند اگر بدون کفش وارد خانه می شود، اگر تلویزیون نگاه نمی کند، اگر روی مبل یا زمین می نشیند، شما هم همان کار را بکنید، شب همان ساعتی بخوابید که آنها می خوابند. صبح همان ساعتی بیدار شوید که آنها بیدار می شوند. روند زندگیشان را با حضور خود بر هم نزنید.
عشق من : در میان جمع، همسرتان را عشق من صدا نکنید. شاید گفتن این عبارت،دیگران را به فکر وادارد که شما تظاهر می کنید وعاشق همسرتان نیستید.
قرار ملاقات: اگر قرار ملاقات دارید، به هیچ عنوان در غذای روزانه تان سیر یا پیاز، یا پیازچه بکار نبرید.یک معذرت خواهی ساده ، این بوی بد را از دهان شما دور نمی کند. همیشه سروقت در قرار حاضر شوید ، اگر با خانمی قرار دارید، پنج دقیقه زودتر از زمان تعیین شده در محل قرارحاضر شوید. میزبان ، پزشک و سایر افرادی را که با آنها وعدة ملاقات گذاشته اید در انتظار نگذارید .
تولد: اگر به جشن تولد دوستی دعوت شده اید و می بینید.که او به روزهای پیری اش نزدیک شده است، تولدش را تبریک بگویید و اسمی از تعداد سالهای عمرش به زبان نیاورید.
لباس عزاداری: لباس سیاه عزاداری، بایدکاملاً پوشیده باشد. این موضوع را  حتی کسانی که به دیدن صاحب عزا می روند باید رعایت کنند.
خانم ها بخوانند: به خوبی آرایش کرده اید و لباس زیبا پوشیده اید. از همه برازنده تر به نظر می آیید. پس مثل مجسمه ای بی حرکت ننشینید که مبادا ظاهرتان به هم بریزد. راحت تر و آزادتر رفتار کنید. آنچه که به حساب می آید این نیست که جذاب باشیم بلکه این است که بی اعتنا نباشیم.
لباس خواب: از مهمانان خود با روب دوشامبر یا کفش راحتی پذیرایی نکنید. اگر خانمی باشد که به دیدنتان آمده است ،فقط در صورت بیماری، آنها در اتاق خوابتان بپذیرید و یا با روب دوشامبر  پذیرای آنها باشید.
با اجازه : اگردرباغ دوستی مهمان هستید بدون اجازة میزبان گل نچینیدوبه درختهای میوه دست نزنیدمگر صاحبخانه شما را مجاز کند.
گل معطر: گلهای معطر را با فاصله در گوشه وکنار منزل قرار دهید. شایدعده ای از مهمانان شما به بوهای تند حساس باشند.
توجه: با دوست موردعلاقه تان به مهمانی رفته اید. به جز او، سایرین هم وجود دارند. تمام اوقاتتان را با او نگذرانید. به دیگران هم توجه کنید.
گل روی میز غذا : گل زیبای روی میز غذا، باید ساقه کوتاه باشد تا جلوی دید مهمان را نگیرد. همچنین باید از گلهای غیر معطر استفاده شود تا با بوی غذا آمیخته نشود.
بوی بدن: شما دیگر بوی بدن یا بوی  عطر خودتان را حس نمی کنید زیرا هر روز با این بو زندگی می کنید و به همین سبب نیز باور نمی کنید که سایرین بوی شما را استشمام می کنند. به خصوص وقتی میزبان هستید و آشپزی هم کرده اید، این رایحه، همراه با عطر و عرق بیشتر احساس می شود. بیچاره مهمانانی که وارد خانه شما شده اند،با هوای پر از دم وهوای نامطبوع و پیاز داغ همراه با عطر گل ، عطر غذا به اضافه بوی بدن ، احساس خفگی و دلزدگی می کنند. در حالی که شما برای آنها این همه جانفشانی کرده اید.
سوال: در مهمانیها نپرسید دستشویی یا توالت کجاست، بلکه زیباتر این است که بپرسید کجا می توانید دستهایتان را بشویید.
 
چراغ روشن : هر چراغی که شما روشن کرده اید خاموش کنید و هر کدام که از قبل بوده به همان حال باقی بگذارید. مطمئن باشید این کار بی دلیل نبوده است .
جانشین: اگر مهمانی، ازروی مبل یا صندلی برخاست، فوراً جای او را نگیرید مگر این که بدانید محل دیگری را برای نشستن انتخاب کرده است.
تعارف زیادی : اصرار زیاد شما ، برای خوراندن شیرینی های خوشمزه به مهمان، جزء ادب نیست. یکبار تعارف از هر نوع شیرینی کافیست مگر دوباره تقاضا شود.
سر سفرة غذا: وقتی صاحبخانه از مهمانان دعوت می کند که سر سفرةغذا بروند، درست نیست که شما یکی از میزبانان یا مدعووین گرسنه حاضر درجمع را که به حرف گرفته اید،همچنان منتظر نگاه دارید و به حرف زدنتان ادامه دهید .
دم میوه:درظرفی که میوه چیده اید دقت بشتری کنید که دم  بلند انگور، سیب و گلابی را کوتاه کنید وخوشه های انگور را به اندازه های مناسب خرد کنید تا در بشقاب جا گیرد.
رژیم غذایی: اگر رژیم غذایی دارید، مدام این موضوع را برای همه توضیح ندهید. سعی کنید با دیگران غذا بخورید. حتی اگر کمی سالاد یا سبزی باشد. در این عالم باشید زمانی که مهمان هستید یا مهمان دارید و صحبت شروع شده است، یک گوشه ساکت و آرام ننشینید و در عالم دیگری سیر نکنید. سعی کنید در صحبتها شریک شوید و حداقل با تصدیق و اظهارعقیده، شنوندة خوبی باشید. در یک مهمانی، وقتی حوصله تان سر می رود امیدتان را از دست ندهید.
بستنی: بستنی را نباید با لیوان پلاستیکی خودش نزد مهمان ببرید. لازم است آنرا در ظرف مخصوص یا ظرف مناسب دیگری تعارف کنید.
سالاد: فقط در مهمانیهای خصوصی است که می توانید سالاد را در بشقابی که غذا خورده اید بریزید و بگذارید که با سس خورش یا باقیمانده غذای  صرف شده مخلوط گردد. در مهمانیهای نشسته، حتماً باید بشقاب کوچک مخصوص سالاد در کنارتان باشد.
کبوتر با کبوتر : جوانها را با جوانها دعوت کنید و مسن ترها را با مسن تر ها ، وگرنه مهمانیتان خشک و بی روح خواهد بود.
اشتباه در لطیفه: اگر همه به لطیفة خنده دار یا بی محتوای یکی از مهمانان گوش می دهند، ادب حکم می کند حرف او را قطع نکنیم و اشتباهش را در بیان لطیفه به رخش نکشیم.
لحظة خداحافظی: لحظة خداحافظی تازه به یادتان آمده است که به باید مسائلی را مطرح کنید و صاحب خانه را سرپا دم در نگهدارید؟
میزبان خسته: اگر میزبان خسته ای هستید، دم به دم به ساعتتان نگاه نکنید.
اجازه: در خانة دیگران، در چند مورد باید اجازه گرفت. تلفن زدن ، سیگار کشیدن و حتی استفاده از دستشویی. البته جواب میزبان باید با عبارت خواهش می کنم همراه باشد.
کفش ها: کفشهایتان را همیشه قبل از ورود به هر خانه ای، جلوی در پاک کنید، حتی اگر آنها را در اتاق از پا بیرون می آورید.
مخارج: با مهمانتان از مخارج و گرانی صحبت نکنید بگذارید غذای خوش از گلویش پایین رود.
     من،من،من: تنها سخنگوی مجلس نباشید. لاف زن و دروغگو نباشید. در حرف زدن زیاده روی نکنید. حتی اگر میزبان هستید.
    نام مدعوین: با یاری گرفتن از حافظه تان نام افرادی که در مهمانی به شما معرفی می شوند، یاد بگیرید و گاه آنها را با نام خودشان خطاب قرار دهید. 
     پالتو ومانتو: قبل ازنشستن پالتو یا مانتوی خود را کنار نزنید که مبادا چروک یا کثیف شود اگر از خراب شدن آن نگرانید می توانید پالتوی دیگری بپوشید
     انتقاد: از لباس افراد انتقاد نکنید و آنها را مورد تمسخر قرار ندهید.   
      نان: نان سر سفره باید از طرف رو در ظرف مخصوص نان قرار گیرد. 
     معرفی: وقتی برای اولین بار شوهر خود را به دوستتان معرفی می کنید،کافیست بگویید شوهرم. در مورد دخترتان که ازدواج کرده نیز بگویید دخترم، خانم ....، بعد نام فامیل شوهرش را بگویید.
  هنر وقت شناسی: در مهمانیها ، نه آنقدر زود بلند شوید که مهمانی به هم بخورد و نه آنقدر دیر که صاحبخانه خسته شود.   
    سینی: فقط آقا یا خانم میزبان می توانند چای و بشقاب و ... را بدون سینی برای مهمانان ببرند، دیگران،خصوصاً کوچکترها و پیشخدمتها موظف هستند از سینی استفاده کنند.    
     سرمیز شام: سر میز شام به طور ایستاده، در اطراف میز به دنبال انواع غذا نگردید.باهمان غذایی که در دسترستان هست بسازید که مودب تر به نظر برسید.
          با دیگران بر سر سفره: بلند شدن در وسط غذا ، زمانی که دیگران سر سفره نشسته اند، دور از ادب است.هر کاری که باید انجام شود ، قبل از نشستن بر سر سفره  انجام دهید. دیر حاضر شدن بر سر سفره نیز دور از ادب است.
فصل بیست و یکم مهمانی های تشریفاتی و رسمی
دعوت رسمی : دعوت رسمی را حداقل باید از ده روز قبل انجام داد . فقط دوستان ونزدیکان هستند که تلفنی  یا حضوری دعوت می شوند . موارد رسمی تر باید کارت یا نامه کوتاهی بصورت دعوت نامه فرستاده شود.اگر دعوت رسمی برای صرف غذاست، باید به سرعت حضور و یا عدم حضورتان را اطلاع دهید.
جواب دعوت رسمی : جواب کارت یا دعوت نامه رسمی را باید حتما" با نامه داد . چند کلمه برای جواب به احترامی که به ما گذاشته شده است کافی است.
 عرض تبریک : تبریک از طریق فرستادن کارت یا گل به طرف مقامات، نباید بیشتر از یک هفته تاخیر داشته باشد.
فرستادن گل : اگر گل می فرستید،باید کارت مخصوص موقعیت این هدیه،همراه با نامتان در کنار گل نصب شده باشد.
شخصیت ممتاز : اگر از نظر شغلی شخصیت ممتازی دارید، مراقب باورهای دیگران هم باشید ، هر توضیحی از طرف شما برای آنها قابل قبول خواهد بود.
جای مهمان در سر میز غذا : میزبان، صندلی و جای مهمان را در سر میز غذا، معمولا با قرار دادن کارت نام مهمان تعیین می کند . همچنین منوی کامل غذا برای آگاهی مهمان، در کنار کارت قرار داده می شود.
اگر میزبان هستبد : اگر میزبان هستید و مهمانی تشریفاتی برگذار می کنید، از قبل خود را برای گفتگوهای مناسب آماده سازید و دقیقا بدانید که چه مطالبی باید مطرح شود و چه نظراتی ابراز شود؟
      فصل بیست و دوم: با دیگران بر سر سفره غذا 
    سر میز غذا : آرنجهای  خود را روی میز نگذارید. دستهایتان را زیر میز نگذارید. زیر میز نروید (مگر زمان زلزله). روی میز نروید( مگر موقع سخنرانی سیاسی). روی بشقاب خم نشوید، قاشق را به دهانتان نزدیک کنید، وقتی غذا می خورید و حرف می زنید، کارد و چنگال و قاشقتان را مثل پرچم در دست نگیرید و در هوا به احتزار در نیاورید. کارد را مثل چماق در دست نگیرید. در بشقاب و دهانتان سرو صدا راه نیندازید. سر میز، خودتان را نخارانید ،‌ فین نکنید، دندانهایتان را خلال نکنید با موهای سرتان ور نروید ، روزنامه نخوانید آواز نخوانید.    
     دستمال سفره: از دستمال سفره استفاده کنید. آنرا دور گردنتان گره نزنید، بلکه روی زانوانتان بیندازید. در مهمانیهای رسمی، دستمال سفره حتماً باید پارچه ای و هماهنگ با سفره انتخاب شود.   
    توجه: وقتی برای صرف غذا دعوت دارید، بعد از غذا دستمال سفره تان را تا نکنید. آنرا جمع کنید و کنار بشقابتان قرار دهید.   
     پذیرایی: اول برای خودتان غذا نکشید. نپرسید:((این چیه؟)) به دیس غذا ناخنک نزنید. هورت نکشید و ملج و ملوچ نکنید. در ظرف غذایتان به دنبال حشرات نگردید. اگر غذا را دوست دارید، بشقابتان را لبریز نکنید.لقمه بزرگ بر ندارید. مراقب باشید تا غذا به قدر کافی برای دیگران هم باقی بماند.  
    خوردن: مدتهاست که دیگر کسی با دهان باز غذا نمی خورد. لقمة کوچک و جویدن آرام، مد روز شده است . با دهان پر از غذا حرف نزنید، فوت کردن غذا بسیاربی ادبانه است، صبر کنید تا غذایتان خودش سرد شود.    
    نوشیدن: قبل و بعد از نوشیدن، دهانتان را پاک کنید. لیوان آب را یکسره به حلقتان خالی نکنید. بعد از نوشیدن آه نکشید.مراقب صدای قورت قورت گلویتان باشید.   
    چند نکته: قبل از بزرگترها سر سفره یا میز ننشینید. روی سفره یا میز ننشینید. برای چیدن سفره یا پذیرایی از مهمانان ، روی سفره راه نروید. قبل از بزرگترها شروع به خوردن نکنید. اگر سیگاری هستید بعد از آن که غذای همه تمام شد، آنهم با اجازه سیگارتان را روشن کنید. دست و بازویتان را جلوی نفر کنار دستیتان دراز نکنید تا نمکدان را بردارید واز او خواهش کنید نمکدان را به شما بدهد. جملة «لطفاً نمکدان را به من بدهید. » را فقط می توانید با افراد نزدیک خانواده به کار ببرید، نحوة تقاضا:
    از یک استاد دانشگاه : استاد ممکن است خواهش  کنم لطف کنید، و نمکدان را به من بدهید؟
  از یک ستوان ارتش: جناب سروان ممکن است خواهش  کنم لطفاً نمکدان را بدهید؟
    از خواهرتان: اون نمکدونو به من بده.
    از یک ناشنوا: چیزی نگویید. بلکه دستتان را دراز کنید و به هر طریقی که می توانید نمکدان را بردارید.
    توجه: از یک نابینا نمکدان نخواهید، ممکن است به جای نمک به شما فلفل بدهد!
    دستمال: بر سر سفره، اگر به جای دستمال پارچه ای، از دستمال کاغذی استفاده می کنید ، با آن فقط دست و دهانتان را پاک کنید نه بینی تان را.
   
    خلال کردن دندان: می توانید برای خلال کردن دندانهای خود بعد از غذا به دستشوئی بروید. اگر خیال می کنید، با گرفتن دست جلوی دهان این عمل رادر خفا  انجام داده اید، اشتباه می کنید.
    
     میزان غذا: بشقابتان را پر از سالاد، اردور، پیش غذا، یا دسر نکنید و برای غذای اصلی هم جا بگذارید. شما بیشتر از یک معده ندارید به اندازه ای غذا در بشقابتان بریزید که توانایی خوردن آنرا دارید.
   
    دستها در سر میز: سر میز غذا، آرنجهای شما باید همیشه به پهلو چسبیده باشند. چه موقع صرف غذا و چه موقع نوشیدن، هرگز تا پایان غذا، آرنجهای خود را روی میز نگذارید .  
    قاشق یا چنگال : شاید بهتر باشد غذا را با چنگال صرف کنید تا لقمه ها کوچکتر باشند.  
    محیط آرام: هنگام غذا خوردن دربارة گله گذاری ها و مسائل ناجور زندگی حرف نزنید. مسائل جدی تر معمولاً در سر میز غذا مطرح نمی شود.   
     صدا : باید مراقب بود از برخورد قاشق یا چنگال، با ظرف، یادندانها، صدایی به گوش نرسد. خیلی ها در مقابل این گونه صداها حساسیت دارند.
      اخم بر سفره: اگر غذایی را که به شما تعارف می کنند دوست ندارید، با اخم نگویید دوست ندارم. بلکه با جمله ای تشکر آمیز وبا لبخند بگویید:((ترجیح می دهم آنرا نخورم.)) 
     حرفهای اشتها انگیز: بر سر سفره، از حرفهای تهوع آور و ... صحبت نکنید. حرفهای اشتها آور زیادی وجود دارد.   
     سفره سفید: اگرمهمانی، سفره سفید را لک کرد، یا غذا و نوشابه اش را روی آن ریخت، ماجرا را بی اهمیت جلوه دهید. 
     سفره کدبانو : ظرف نان، پارچ آب، نمکدان، زیر سیگاری، قاشق و چنگال اضافه، برای برداشتن خورش و خوراک و ... جزء لوازم واجب سر سفره است .در مهمانیهای تشریفاتی و برای شامهای رسمی، سفره باید پارچه ای و اغلب ساده باشد و روی آن نباید از نایلون استفاده کرد .    
     لیوان: سر میز غذا، زمانی که پذیرایی به طور نشسته انجام می شود، بزرگترین لیوان برای آب، نوشابه و آب معدنی مصرف می شود. آب میوه در لیوانهای کوچکتر عرضه می شود.   
    دیس غذا: در مهمانیهای تشریفاتی که غذا به طور نشسته پشت میز عرضه می شود، سرویس دهنده، معمولاً دیس غذا را از طرف چپ مهمان تعارف می کند تا او بتواند به راحتی با دست راست غذا بردارد . بشقاب استفاده شده نیز از طرف راست مهمان برداشته می شود تا مزاحمتی ایجاد نشود.   
    بردن قندان و...: در موقع بردن نوشیدنی یا قندان ، دستتان را داخل لیوان یا ظرف نکنید.
     ترک میز غذا: برای رفتن به سر میز غذا به طور معمول میزبان از مهمانان تقاضا می کند و پس از اتمام غذا نیز میزبان اجازة ترک می دهد. البته باید مطمئن باشد که همه دست از خوراک کشیده اند . 
    چیدن میز غذا: بشقاب در وسط قرار می گیرد، چنگال در سمت چپ، کارد در سمت راست، قاشق در سمت راست، بعد از کارد قرار می گیرد(به طرف بیرون بشقاب) و لیوان در کنار قاشق باید جای داشته باشد. جای قاشق یا چنگال دسرخوری، در بالای بشقاب اصلی است.  
    جای مهمانان سر میز غذا : در کشورهای خارج، بهترین جا برای یک خانم مهمان، سمت راست آقای میزبان است و جای یک آقای مهمان ، سمت راست خانم میزبان است . در ایران خانم و آقا در وسط مهمانان کنار میز می نشینند تا به پذیرایی از آنها مسلط باشند و بالای میز، مخصوص مهمان یا مهمانانیست که به ا فتخارشان مهمانی ترتیب داده شده است و یا به دلیل سن بیشتر، یا شغل مهمتر و یا اولین حضورشان در خانه میزبان، لازم است احترام بیشتری درباره شان مبذول شود.  
    موارد استثنایی: اگر برای شام ، یک فلسطینی و یک صیهونیست را دعوت کرده اید، آنها را کنار هم ننشانید وگرنه غذا را بر سر روی هم پرتاب می کنند و سفرة شما چرب می شود سعی کنید خودتان میان آنها بنشینید!!  
     کارد: بر سر سفره غذا، با بازوان چسبیده به پهلو، از کارد استفاده می کنند. بادست راست، دسته کارد را میان انگشت شست و انگشت سوم نگهدارید به طوری که انگشت اشاره روی دسته ، نزدیک به تیغة کارد قرار گیرد، در این حالت به طور کامل به کارد مسلط هستید. دستة کارد باید در دست میان شست و سبابه جای گیرد. هرگز انگشت اشاره را روی تیغة کارد قرار ندهید. هرگز غذا را با کارد به دهان نبرید. هرگز کارد و چنگال را در مشت نگیرید و هرگز موقع صحبت کردن آنها را در هوا به پرواز در نیاورید.  
     نان (در یک بشقاب کوچک و در سمت راست بشقاب غذا ): نانتان را گاز نزنید یا با کارد نبرید.با دست تکه ای بکنید. (اگر در وسط سفره بود، با کارد ببرید. ) با فشار انگشت، تکه نان بزرگ را وارد دهانتان نکنید.نانتان را در سس یا سوپ ترید نکنید (مگر آبگوشت باشد). با خمیر نانتان فتیله درست نکنید، با نانتان بازی نکنید، اگر کسی که در طرف راست شما نشسته است، به اشتباه نان شما را برداشت، هرگز به پشت دستش نزنید!  
    سالاد: برگهای سالاد را با کارد نبرید. بهترین و لطیف ترین قسمت کاهو را برای خودتان انتخاب نکنید . وقتی که یک کرم یا زالو در کاهو و سالادتان پیدا کردید، دم برنیاورید. کسی شما را مجبور نمی کند که آن  جاندار را بخورید. برای خوردن سالاد بهتر است از یک بشقاب دیگر استفاده شود. سالاد را به طور معمول، با چنگال می خورند و برای آن از کارد استفاده نمی کنند.
    غذاهای خمیری : در مورد ماکارونی (اسپاگتی) از چنگال استفاده کنید و چند رشته را با چنگال جدا کرده، به دور آن بچرخانید و با قسمت گود قاشق آنرا جمع و جور (بسته بندی) کنید و به دهان ببرید. در مورد پیتزا که خمیر برشته شده است به کارگیری کارد  هم لازم است .   
     تخم مرغ: باید پوست آنرا بگیرید. اماپوست تخم مرغ عسلی را با چاقو نگیرید (مثل سیب).بلکه با همان قاشق کوچک و زدن چند ضربه روی سر آن، پوست آن قسمت را جدا کنید.زرده تخم مرغ خیلی چسبناک است مراقب باشید به ریش و سبیلتان نچسبد. 
     چه غذاهایی را می توان با دست و انگشت خورد؟ پنیر که البته روی نان مالیده شده باشد. میوه (به جز هلو، خرمالو، گلابی)، مار چوبه، چیپس ، تربچه، انواع صدف  و  ران جوجه .   
     چیپس: چیپس را می توان سر میز غذا با دست برداشت و خورد. البته به آرامی، دانه به دانه و فقط با دو سرانگشت.    
     خرما: خرما را نه با دست ، بلکه با چنگال میل کنید. هستة خرما را در داخل استکان نریزید!
    جوجه کباب: جوجه کباب با استخوان را می توان با کمک دست و انگشتان خورد. باید با انگشت ها گوشة آنرا گرفت و به آهستگی قسمت کوچکی از جوجه را گاز زد. استخوانهای جوجه را کنار بشقابتان بگذارید نه روی سفره!    
    هلو یا گلابی: برای خوردن هلو یا گلابی : اگر می خواهید خیلی مودب جلوه کنید، آنرا با یک چنگال که در وسطش فرو برده اید، در بشقاب نگهدارید. قسمتهایی از آن را با کارد جدا کرده، با چنگال میل کنید.
     موز: موز را باید با انگشت دست پوست گرفت و خورد. اگر سر سفرة غذا ، پهلوی کسی نشسته اید که دستش شکسته است موز او را هم پوست بگیرید. مهمانیهای کمی تشریفاتی، موز را همراه با کارد و چنگال میوه خوری عرضه می کنند. کارد برای گرفتن پوست آن از درازا و چنگال برای ... .مغز موز را خرد کنید و با چنگال به دهان ببرید.
     سوپ: فرانسویها سوپ را از نوک قاشق  و انگلیسی ها از پهلوی قاشق می خورند. به هر حال نباید قاشق سوپ را در دهان برد. بلکه باید از لبه آن، بدون هورت کشیدن و یا فوت کردن ، سوپ را صرف کرد.در مراسم رسمی تر، ظرف سوپ را بهتر است به طرف بیرون (طرف مقابل شما) کج کرد تا بقیة سوپ در قاشق جای بگیرد. گاه نیز سوپ رقیق در فنجان مخصوص ، قبل از غذا و در سالن و اتاق نشیمن عرضه می شود که باید مانند چای نوشیده شود.سوپ یا آش از جمله غذاهایی است که به جز بار اول، نباید تعارف شود. همچنین میزبان نباید بیش از یک ملاقه سوپ و یا آش در بشقاب مهمان بریزد، مگر دوباره تقاضا شود.    
    تربچه: اول برگهای تربچه را بکنید، بعد آنرا در دهان بگذارید. این روزها، دیگر کسی تربچه را با برگهایش نمی خورد.   
    میوه: میوه هایی مثل خربزه ،هندوانه ، طالبی و امثال آنها را نباید یکجا در بشقاب به تکه های کوچکتر تقسیم و آمادة خوردن کنید  بلکه پسندیده تر است که هر بار فقط قسمتی از آنرا با کمک کارد ببرید و با چنگال به دهان ببرید. سیب و میوه های نظیر آن را نباید درسته پوست گرفت ، بلکه باید اول آنرا چهار قسمت کرد و بعد هر تکه را پوست گرفت یا هسته را جدا کرد. میوه های آبدار مانند هلو و شلیل را باید با کمک چنگال صرف کرد. 
     توت فرنگی : توت فرنگی را از دم آن گرفته ، در شکر بزنید و میل کنید. اگر دم آنها از قبل گرفته شده ، باید از چنگال استفاده کنید.   
     چای شیرین: چای شیرینتان را پرسروصدا  به هم نزنید. با این کار، چایتان  شیرین تر نخواهد شد. 
     گیلاس و آلبالو: اگر از خوردن گیلاس و آلبالو، به خاطر موجودات زنده در آن وحشت دارید، در میان جمع، این موضوع را مطرح نکنید. قرار نیست شما آنها را بخورید. ولی شاید دیگران، بدون توجه، تعدادی از آنها را خورده باشند. در مجامع رسمی تر ، گیلاس، تنها میوه ای است که می توانید بعد از خوردن، هسته آن را با انگشتتان بیرون بیاورید و در کنار بشقابتان قرار دهید، ولی هستة گیلاس پخته و کمپوتها باید از طریق همان قاشق دسرخوری به کنار بشقاب باز گردانده شود.
     قاشق بستنی: پس از خوردن بستنی لیوانی یا چوبی، باید توجه داشت که قاشق آن برای خلال کردن دندانها و یا جویدن و بازی نیست.
    
     نوشابه: به طور عادی برای استفاده از بطری آب و یا نوشابه، باید قسمت پایین آنرا بگیرید نه گلوی بطری را تا جایی که بطری خفه شود! در ضمن اگر برای کسی آب یا نوشابه می ریزید، لیوان را با دست بلند نکنید  بلکه بطری را روی لیوان خم کنید.
     ته ماندة غذا در بشقاب : به طور معمول، آنها که به آداب درست اهمیت می دهند، بعد از غذا نان را به بشقابشان نمی کشند و ته ماندة غذا یا سس خورش را با آن جمع نمی کنند و نمی خورند.
    قاشق و چنگال و دسر در مراسم رسمی: برای صرف دسر ، قاشق و چنگال کوچک را در بالای بشقابتان قرار می دهند و شما باید از قاشقتان در کنار چنگال کمک بگیرید. در واقع دسر را با چنگال میل می کنید، مگر نوعی که به قاشق احتیاج داشته باشد.
   
    دسر: در مهمانیهای کمی رسمی تر، تنها میوة کنسروی که می توان به  عنوان دسر مصرف کرد و مطمئن بود که از ارزش غذاهای اشرافی نمی کاهد، آناناس است. برای خوردن دسر، قاشق غذاخوریتان را به کار نگیرید.
 
    کارد را با دست راست و چنگال را با دست چپ بگیرید. تا حد ممکن از چنگال به جای قاشق استفاده کنید، مگر برای صرف سوپ و آش. اگر کارد یا چنگال از دستتان بر زمین افتاد، اهمیتی ندهید و از میزبان تقاضای یکی دیگر کنید.خم شدن شما در سرمیز ، باعث زحمت افراد کنار دستیتان می شود. بر سرسفره با فرد کنار دستیتان مطالب کوتاه  و مختصر را برای صحبت پیش بگیرید.
    نوشیدنیتان را با یک جرعه سر نکشید.
    هستة کمپوت دسر را با همان قاشق از دهان بیرون آورید.
 
     آرنجتان را قبل از پایان غذا، روی میز نگذارید.
     سیگارتان را بعد از پایان غذای مهمانان و یا در سالن پذیرایی روشن کنید.
فصل بیست و سوم: غذا خوردن در رستوران
صندلی: صندلیتان را درست پشت میز قرار دهید و فاصله تان را با میز طوری تنظیم کنید که به بشقابتان مسلط باشید. ضمناً پشت میز غذا خوری هرگز پا روی پا نیدازید.
کره: اگر کره سر میز گذاشته شده، به طور قطع، بشقاب کوچکی هم در کنارتان وجود دارد. یک برش کره را در بشقاب کوچک بگذارید و بعد، کمی از آن را روی نان بمالید و میل کنید.
 دانة زیتون: زیتون چرب را با چنگال به دهان بگذارید و هستة آن را نیز به وسیلة چنگال به گوشة بشقاب برگردانید.
طرف راست: در رستوران، خانمها طرف راست آقایان می نشینند.
چنگال: برای خوردن سبزی پخته، فقط از چنگال استفاده می شود.
صدا نزنید: اگر نیاز به چیز اضافه ای دارید، خودتان پیشخدمت را صدا نزنید. از میزبانتان بخواهید به جای شما این کار را انجام دهد.
گارسون: به کار بردن کلمه گارسون ، برای صدا زدن پیشخدمت رستوران ،دیگرمودبانه نیست .می توانید با اشاره دست او را بطلبید و یا اگر مجبور هستید به آرامی او را آقا صدا بزنید.
نوشیدنی با  نی : پس از نوشیدن، نی را از بطری خارج نکنید تا دست و پاگیر نشود.
میز کنار دستی: در رستوران تمام توجه خود را به صحبت افراد کنار دستی معطوف نسازید. این عمل شما به طور جدی آنها را نارحت می کند.
سیگار: اگر به کسی سیگار تعارف می کنید، یک عدد آنرا کمی از پاکت بیرون بکشید و تعارف کنید  نه این که یک نخ سیگار را بیرون آورده و به دست او بدهید.
دستمال سفره: پس از صرف غذا، دستمال سفره را جمع کنید وکنار بشقاب بگذارید (تا نکنید).
صندلی شما :در هر کجا که سر میز غذا بودید (رستوران ، خانه، مهمانی و ...) پس از خوردن غذا و بلند شدن از سر میز، درست این است که صندلیتان را دوباره به سرجای اولش بازگردانید.
پایان غذا: در پایان غذا، کارد و چنگال و یا قاشقتان را چسبیده به هم روی بشقاب ، به صورت مورب بگذارید. این علامتی است که از خوردن دست کشیده اید .
پول میز : میزبان شما در رستوران سرگرم شمردن پول برای پرداخت صورتحساب است. چشم به دست او ندوزید و به همراه او اسکناس را شماره نکنید و مخصوصاً این لحظه را برای تشکر از مهمان نوازی او انتخاب نکنید.
 فصل بیست و چهارم: در خانه (یا خوابگاه)
اتاق: نظم بخشیدن به اتاق خیلی مهم است  مثل مرتب کردن تخت ورختخواب ، پرتاب نکردن لباس و دستمال کثیف روی زمین، باز کردن پنجره چندبار در شبانه روز، تعویض ملافه به طور منظم ،  نگذاشتن ظروف غذا، چای و ...  روی کتابخانه و کمد و ... برگرداندن نوارهای ضبط صوت سرجایشان .
صبحانه : تا قبل از ساعت 8، صبحانه تان را بخورید. با سرو روی مرتب سر صبحانه حاضر شوید. سلام کنید. مرتب روزنامه نخوانید. اگر نان داغ می کنید یا چای می ریزید به دیگران هم تعارف کنید. وقتی صبحانه تمام شد، حداقل ، فنجان و استکانتان را بشویید و اگر آخرین نفر هستید، ظروف و لوازم صبحانه را جمع کنید.
حمام و دستشویی: ساعتها در حمام و دستشویی نمانید. بعد از حمام ، یک دریا آب در کف حمام باقی نگذارید. وان و دستشویی را آبکشی کنید. در خمیر دندان را ببندید. از شانه و برس دیگری استفاده نکنید و سرانجام، اتومبیلتان را در وان حمام نشویید!!
توالت: قبل از رفتن به توالت ، دکمة شلوارتان را باز نکنید. قبل از ورود ، حتماً در بزنید، که اگر کسی در آنجا باشد متوجه شوید. در را از داخل قفل کنید ساعتها در آنجا نمانید. سیفون را بکشید و صبرکنید تا نتیجه کار سیفون را ببینید و مطمئن شوید که کار کرد آن خوب بوده است. اگر لازم شد برس توالت شو را به کار گیرید قبل از بیرون آمدن از توالت، شلوارتان را بالا بکشید!
در اتاق نشیمن: اتاق را با تلویزیون ، موسیقی، کامپیوتر و تلفن ، به صورت اختصاصی در اختیار نگیرید. روی زمین ولو نشوید. پاهایتان را روی میز و مبل نگذارید. وقتی یک نفر مسن تر وارد می شود جای راحت تر را در اختیار او بگذارید.
تلویزیون: تلویزیون را بدون اجازه دیگران، روشن نکنید. مدام کانالهای آنرا عوض نکنید. در هوای خوب آنرا نگاه نکنید. (پیاده روی بهتر است!)بیشتر آنچه را که در تلویزیون می گویند باور نکنید. تمام روز تلویزیون نگاه نکنید. ممکن است سلیقه و درجة هوشیتان پایین بیاید.  
      زمان خاموش کردن تلویزیون: وقتی مهمان می آید. وقتی بر سر سفرة غذا می نشینید. وقتی آگهی پخش می کند! وقتی کسی تلفن می کند. وقتی برنامه هایش بد است .
     مشارکت: گاه سفرة غذا را آماده کنید ویا ظرفها را جمع کنید. گاه نان بخرید. گاه آشغالها را بیرون ببرید. گاه سیب زمینی ها را پوست بکنید. گاه ظرفها را بشویید . گاه چای را دم کنید . گاه محیطی را که در آن هستید نظافت کنید. اگر در خوابگاه هستید حتما دنگ خود را حساب کنید .  فکر نکنید که هر چه مال دیگران است، مال شما هم هست  مثل لباسهایشان ، عطر و ادکلنشان ، نوارهای موسیقی شان ، کتابهایشان و...     
     وظایف فرزندان در قبال والدین : آنها را از رفت و آمد هایتان باخبر کنید. قبل از دیر برگشتن به خانه یا نبودتان آنها را مطلع کنید.برای دعوت دوست یا دوستانتان از آنها اجازه بگیرید. بدون اینکه از شدت حرص و عصبانیت به سقف نگاه کنید،به حرفهایشان گوش بدهید. در مقابل دوستانتان با آنها تند حرف نزنید  آخر ممکن است دوستانتان ناراحت شوند
      در ضمن مدام نمی شود از مادر تقاضای پول کرد پدر و مادر((عابر بانک)) نیستند. وقتی که به پدر و مادرتان پشت می کنید ازآنها معذرت بخواهید.
     با دوستانتان دراتاق پدر و مادر اتراق نکنید. به کشوهای کمدشان سر نکشید یا در رختخوابشان نخوابید قبل از ورود به اتاق پدر و مادر، در بزنید و به انتظار جواب بمانید.
       یادتان باشد که مادر نمی تواند در یک زمان در چند جا باشد و چند کار را با هم انجام دهد . او مادر است نه آشپز.مادر است نه خدمتکار. مادر است نه اتوکش. مادر است نه خیاط و...                                                                                                                                                                   
 فصل بیست و پنجم زندگی در آپارتمان :
ملاحظه همسایه ها:درگردهمایهاو آخرشب، فقط گروه خودمانی ترباقی می مانند به فکرخواب وآسایش  طبقات دیگروهمسایه ها  نیز باشید شاید روز بعد برای آنها روز پر کاری باشد.
معاشرت:اگر گاه به دیدار همسا یه تان می روید سعی کنید با قرار قبلی و تنها یک دیدا ر یا دلجویی ساده باشد. اصرار نداشته باشید از رمز و رازشان آگاه شوید .
قرض از همسا یه : اگر ظرفی شکر یا چند تخم مرغ و یا مواد خوراکی دیگر از همسایه تان قرض می گیرید و فکر می کنید پس دادن به آن توهینی به شمارمیرود،بایک جعبه شیرینی، یایک شاخه گل جبران کنیدواگرظرفی قرض میگیریدحتما" آن را تمیز کنید.
هنگام مراجعت:هنگام شب بعداز مراجعت از مهمانی، در راهروی آپارتمان سر و صدا نکنید.آهسته راه بروید.آرام حرف بزنید تاخواب خوش همسایه ها یتان را آشفته نکنید.
کفشها :آیا تا به حال به کفشهای در هم ریخته و بد منظره جلوی در آپارتمان توجه کرده اید ؟ حتما" راهی برای از بین بردن این منظره وجود دارد.
دعوای زن و شوهر : به دعوای زن و شوهر همسایه گوش نکنید حتی اگر قرار است همدیگر را تکه پاره کنند.
صدای پا : آیا می دانید وقتی با کفشهای پر سر وصدا پله ها را با سرعت و با حالت دویدن بالا و پائین می روید، مخصوصا اگر چند نفر باشید، به نظر می آید گروهی از اسبها یورتمه می روند .
 به حکم ادب : ادب حکم می کند از ساعت 10 شب به بعد با موسیقی، صدای بلند تلویزیون، میخ کوبی بر دیوار و ...آسایش همسایه ها رابه هم نزنید .این کارها را برای شبهای تعطیلی بگذارید .
چکه کردن کولر گازی : اگر کولر گازی دارید وکولرتان روی کولر همسایه پایینی، چکه می کند و آرامش او را قطع کرده اید حتما به اصلاح آن اقدام کنید.

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 8:28 | نویسنده : رضا حسینی |

عجیب‌ترین قوانین جهانگردی در جهان     

قوانینی که جهانگردان در کشورهای مختلف با آن مواجه می‌شوند در موارد متعددی با قوانین عمومی کشورها در تعارض است، از جمله اینکه "به کبوترها غذا ندهید "، "با نوربالا حرکت کنید "، "آدامس نجوید "و...

قوانین، لازمه جوامع بشری محسوب می‌شوند. فلسفه وجودی آنها معمولاً امنیت انسان‌ها و دور نگه داشتن آنها از خطر است. این قوانین در کشورهای مختلف شکل‌ها و قالب‌های متنوعی دارد که برخی از آن‌ها در تعارض با قوانین مرسوم در عموم کشورهاست.

برخی از این قوانین به این ترتیب است:

 

در روزهای آفتابی هم با نور بالا حرکت کنید

----------------------------------------------------

 

در کشورهای دانمارک و جمهوری چک، بر اساس قوانین راهنمایی و رانندگی، رانندگان حتی در روزهای آفتابی نیز ملزم به استفاده از نور بالا در هنگام رانندگی هستند. اگر چه در نگاه نخست این قانون کمی عجیب به نظر می‌رسد اما با توجه به دلایل آن، آنچنان هم غیرمنطقی نیست. مطالعات نشان داده است هنگامی که برخی از اتومبیل‌ها از نور بالا استفاده می‌کنند،‌ سایر رانندگان حواس خود را به وسایل نقلیه اطراف بیشتر جمع می‌کنند، بدین‌ ترتیب آمار تصادفات کاهش می‌یابد.

 

 در اتوبان نایستید و راه نروید

------------------------------------

 

در آلمان یکی از جرایم سنگین راهنمایی رانندگی، بنزین تمام کردن در بزرگراه‌ها است، و به تبع آن حرکت کردن با پای پیاده نیز جریمه دیگری محسوب می‌شود. بنابر این چنانچه در بزرگراه‌های آلمان بنزین اتومبیلتان تمام شد،‌ منتظر جریمه‌ای 100 دلاری باشید، همچنین چنانچه به این دلیل مجبور به قدم زدن در سطح اتوبان شدید، 100 دلار جریمه دیگر را نیز آماده کنید، از این رو به تمام رانندگان توصیه می‌شود قبل از ورود به بزرگراه‌ها درجه بنزین اتومبیل خود را به دقت چک کنند.

 

به کبوترها غذا ندهید

----------------------------

 

بر اساس قوانین شهر ونیز ایتالیا، غذا دادن به کبوترها ممنوع است. قانونی که تا حدودی منطقی به نظر می‌رسد، کبوترها، عاملان اصلی آلودگی و کثیف شدن ساختمان‌های این شهر به شمار می‌روند. از این رو دستگیر شدن افراد حین غذا دادن به کبوترها جریمه‌ای 50 تا 60 دلاری را به همراه دارد و در صورت مراقب نبودن گاهی این رقم به 600 دلار نیز افزایش پیدا می‌کند.

 

از پول خرد استفاده نکنید

--------------------------------

 

شاید بعضی بگویند، پول،‌پول است؛ اما این مسئله در کانادا به هیچ وجه درست نیست و وجهه دیگری دارد. پرداخت بهای کالایی با سکه در کشور کانادا غیرقانونی است. بر اساس قانون پول کانادا مصوبه سال 1985، خطوط تعیین کننده‌ای جهت نحوه استفاده و خرج سکه‌ها ارائه شده که بر اساس آن محدودیت‌های قابل قبولی برای جلوگیری از استفاده بی‌حد و حصر سکه‌ها در نظر گرفته شده است. اما آنچه در این قانون به وضوح به چشم می‌خورد مجهول بودن و به طرز صحیح تعریف نشدن آن بود. این قانون کاملاً مشخص نکرده است چه مقدار سکه، زیاد به حساب می‌آید؟ هیچ‌گونه‌ جریمه‌ای برای پرداخت سکه وجود ندارد ولی در مقابل، هیچ کس حق فروش کالاهای خود در قبال پول خرد و سکه‌های مشتریان را نیز ندارد.

 

با اتومبیل آلوده رانندگی نکنید

--------------------------------------

 

مشاهده هر گونه آلودگی روی سطح اتومبیل‌ها در شهر مسکو روسیه باعث جریمه شدن توأم راننده و خودرو می‌شود. اما در این میان نبودن قانون مشخص در خصوص تعیین میزان آلودگی غیرمجاز روی خودروها،‌ یکی از معضلات راهنمایی و رانندگی مسکو به شمار می‌رود. هنوز به درستی تعیین نشده است چه مقدار آلودگی روی خودرو سبب جریمه‌هایی گران قیمت تا 100 دلار خواهد شد.

 

در ماه رمضان به صورت علنی روزه خواری نکنید

---------------------------------------------------------

 

معمولاً گردشگران اروپایی که در ماه مبارک رمضان به شهرهای مختلف امارات مسافرت می‌کنند، جرایم و حتی زندان‌های چند روزه را متحمل می‌شوند. روزه‌خواری در ملأ عام آن هم در طول روز، با جرایم بسیاری روبرو است. ‌به عنوان مثال می‌توان به دو جوان بریتانیایی اشاره کرد که به دلیل تخطی از چنین قانونی به مدت سه هفته در یک سلول انفرادی حبس شده بودند.

بدون پیراهن نرانید

-------------------------

 

سواحل گرم تایلند این انگیزه را برای موتور سواران و اتومبیل‌داران به وجود می‌آورد تا برای فرار از هوای دم کرده استوایی، لباس‌های خود را بیرون ‌آورند. اما باید مواظب بود زیرا هزینه آن جریمه‌ای 10 دلاری است.

 

آدامس نجوید

-------------------

 

آدامس جویدن، به پرندگان غذا دادن و ‌آب دهان انداختن موجب به دردسر افتادن بسیاری و جریمه‌های سنگین در سنگاپور شده است. این قانون کاملاً جنبه‌ای زیبا‌شناختی دارد.

 

     

 


 


موضوعات مرتبط: گردشگری و سفر

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 8:26 | نویسنده : رضا حسینی |
 

 مقدمه

غذاخوری یا رستوران (برگرفته از واژه فرانسوی و انگلیسی Restaurant) نوعی بنگاه (مؤسسه) است که در آن خوراک و نوشیدنی ارایه و در همانجا صرف می‌شود. مطلوبیت خوراک ارایه شده، چیدمان مناسب و پاکی و تمیزی و... می‌تواند در کیفیت رستوران و شهرت آن نقش به سزایی داشته باشد. گاه ممکن است که غذاخوری‌ها، بخشی از یک واحد بازرگانی و جهانگردی بزرگ‌تر باشند، مانند فروشگاه‌ها و مهمانخانه‌ها.

غذاخوری‌ها از دیدگاه نوع مشتریان، بهای خوراک‌ها و کیفیت خدمات ارایه شده، اغلب به دو دسته بخش می‌شوند، دسته نخست، غذاخوری‌های بی‌تکلف و ارزان‌قیمت‌اند که بیشتر مشتریانشان از باشندگان همان محل هستند یا در همان محدوده کار می‌کنند. در این گونه غذاخوری‌ها، میهمانان مقید به رعایت آداب و رسوم ویژه‌ای نیستند و بیشتر با لباس‌های معمولی و غیر رسمی در غذاخوری حاضر می‌شوند. دسته دوم غذاخوری‌های گران‌قیمت هستند. در این گونه غذاخوری‌ها، بهای خوراک‌ها و خدمات بالاست و بسته به عرف و فرهنگ جوامع گوناگون، میهمانان با پوشاک رسمی یا نیمه‌رسمی حضور می‌یابند.

ارایه غذا در رستوران با همکاری همه کارمندان رستوران انجام می‌شود. چینش ادوات غذاخوری، ارایه منو و دریافت سفارش از میهمانان و ارایه غذا به ایشان، تحویل صورت‌حساب، دریافت وجه و در پایان مرتب‌ساختن و پیراستن میز از وظایف پادو‌هاست. پخت غذا نیز از وظایف آشپزها به شمار می‌آید.

غذاخوری خویش‌یار یا سلف سرویس گونه‌ای از غذاخوری است که در آن خود میهمانان از خویشتن پذیرایی می‌کنند.                      

هم‌چنین، غذاخوری‌ها ممکن است گونه ویژه‌ای از خوراک‌ها را ارایه کنند، مانند خوراک‌های دریایی، خوراک‌های گیاهی و یا خوراک‌های ویژه ملت‌ها و اقوام گوناگون. (مانند رستوران ایرانی، چینی، لبنانی و ... .)

 

بهداشت رستوران

رسیدگی به وضعیت بهداشتی پرسنل سالن و آشپزخانه در زمینه بهداشت فردی، محیط، مواد غذایی، رعایت اصول اولیه بهداشتی در تهیه مواد اولیه و نحوه طبخ غذا چندان مورد توجه صاحبان بعضی رستوران ها نیست. رعایت حقوق مشتری و احترام به مراجعه کنندگان از اصول مدیریت و اساسی رستوران است. اما در بسیاری رستوران ها شاهد آن هستیم که از مشتریان خواسته می شود به سرعت میز خود را ترک کنند.یا با خاموش کردن موزیک و لامپ ها به مشتری اعلام می کنند رستوران را ترک کنند. داشتن ویتر( گارسون) و باس بوی( کمک گارسون) به تعداد کافی برای پذیرایی از مشتریان نیز از قوانینی است که چندان مورد توجه مدیران قرار نمی گیرد.

 

مدیریت رستوران

مدیریت رستوران نیازمند داشتن اطلاعات کافی و تجربه فراوان در این زمینه است و هر فردی که اقدام به فعالیت می کند. باید تجربه و اطلاعات کافی در رستوران را داشته باشد.متاسفانه در ایران و بعضی کشورها راه اندازی و اداره رستوران ها تنها با داشتن سرمایه امکانپذیر است و این یکی از دلایلی است که وضعیت سرویس دهی حتی بهترین رستوران چندان مورد رضایت مشتری ها نیست. لوازم و ابزارآلات رستوران ها، دارای عمر مفیدی هستند، که باید هر چند وقت یکبار تعویض شوند.متاسفانه هیچگاه در رستوران های ایران رخ نمی دهد حتی مشاهده ظروف و لیوان های لب پریده و رومیزی های کثیف در رستوران های خوب و درجه یک امر عادی بشمار می آید.

 

راهکار مدیریت صنعت هتلداری و رستوران داری

مدیران هتلها و رستورانها ناگزیرند به موقعیت و موفقیت هتل خود بیاندیشند و یکی از گزینه ها برای بالاتر بردن رشد علمی هتل حضور کارکنان در دوره های آموزشی ضمن خدمت است.بسیاری معتقعدند که دوره های آموزشی ضمن خدمت می تواند قابلیت های دانشی و مهارتی و نگرش مناسبی را در کارکنان پرورش دهند. با این همه، گاه عوامل زمینه ساز تغییر رفتار در کارکنان را مورد غفلت می دهند، که چنین غفلتی تمام تلاشهای آنان را در راستای بهبود هتل با ناکامی روبه رو می سازد.

شرایط مورد نیاز آموزش پرسنل رستوران ها توسط مدیران

برای آنکه در رفتار کارکنان از جنبه های دانشی، نگرشی و مهارتی تغییری پدید آید، فراهم شدن شرایط زیر ضروری است:

کارکنان خود را ناگزیر از تغییر بدانند، به دیگر سخن، کارکنان انگیزه تغییر در خود و رفتارشان را داشته باشند. با توجه به سرعت رشد علم و دانش هتلداری در جهان همه انسانها باید خود را با شرایط جدید و امروزی وفق دهند.در جهان کنونی هر چیزی تاریخ مصرف دارد. عمر هتل ۵ ستاره ۵ سال تخمین زده شده حتی مدرک تحصیلی و اگر آن نیز به روز نشود از درجه اعتبار ساقط میگردد. پس لازم است کارکنان هتل برای هر وظیفه ای که بر عهده میگرند تخصص به روز آن وظیفه را داشته باشند.عهد درشکه و آبکش حصیری به پایان رسیده باید بدانیم نیاز امروزی جامعه چیست؟ کارکنان از وظایف محوله و کاری که باید انجام دهند آگاه باشند.فقدان یا کمبود آگاهی نسبت به وظیفه و شیوه انجام دادن آن، مانعی برای گرایش به تغییر در رفتارهای موجود است.در واقع کلیه کارکنان رستوران باید دارای شرح وظایف باشند.این وظیفه مدیریت منابع انسانی یا مسئول آموزش هر هتل است که به عنوان کارفرما برای هر شغل و پست شرح وظایف ارائه نماید. کارکنان رستوران باید در جایگاه شغلی متناسب با قابلیت های شخصی و توانمندی های عملیاتی قرار گرفته باشند.کارکنانی که ارتباط بین علایق و تحصیلات و نیز آینده شغلی خود با دوره آموزش طراحی شده نمی یابند غالباً در دوره های آموزشی شرکت نکرده و یا در صورت شرکت انگیزه ای برای یادگیری نشان نمی دهند.شاید مهمترین دلیل عدم رغبت به حضور فعال در این دوره ها بر میگردد به نحوه انتخاب و جذب پرسنل توسط مدیریت منابع انسانی.متاسفانه در بسیاری از هتلها و رستورانها این مشکل به صورت حاد وجود دارد که افراد در جایگاه های تخصصی خود نیستند مثلاً در بعضی هتلها صافکار اتومبیل چون پسرخاله سرآشپز قبلی بوده الان شده سرآشپز هتل لیکن با آموزش های کوتاه مدت که به منظور بروز کردن آموخته های قبلی است نیز نمیتوان به آنچه خواسته کارفرماست رسید. تغییر در رفتار نیازمند پاداش است ، تغییر نتیجه یک فرایند است، اگر کارکنان هتل از نتیجه تغییر منتفع نگردند و آثار آن را در رشد شخصی و پیشرفت شغلی خود احساس نکنند برای تغییر رفتار برانگیخته نمی شوند.دوره های آموزشی باید قدرت آن را داشته باشند که ضرورت تغییر را به کارکنان نشان دهند و نیاز به تغییر را ناگزیر نشان دهند.همچنین در چارچوب دوره های آموزشی است که کارکنان هتل باید از وظایفی که دارند و شیوه هایی که برای آوردن انتظارات شغلی وجود دارد آگاه گردند.ایجاد شرایط شغلی مناسب به عهده سرپرست است و بنا به تناسب وظیفه و حساسیت آن، کارکنان باید تقویت و از پاداش شایسته بهره مند گردند. اگر تفاوتی بین آنکه در دوره های آموزشی شرکت مینمایند و دانسته ها را بکار میگیرد با آنکه در این نوع دوره ها شرکت نمی کند قائل نگردیم مسلم است که دیگر انگیزه ای نیز برای کسب علم و دانش بوجود نخواهد آمد .

 

سرمایه گذاری در آموزش پرسنل رستوران

برای اینکه یک هتل یا رستوران بتواند کارکنان ماهری پرورش دهد نیاز به سرمایه گذاری در زمینه آموزش کارکنان دارد که در این میان، نقش مدیر نقشی اساسی و مهم است، ممکن است بعضی استدلال کنند که به دلیل نقل و انتقال کارکنان چنانچه یک هتلی در این را سرمایه گذاری کند این به سود هتلهای دیگر خواهد شد اما واقعیت آن است که اگر آن هتل دارای فضای آموزشی مطلوبی باشد و عوامل انگیزش در آن رعایت شود در نهایت نقل و انتقال کارکنان به طور طبیعی کم خواهد شد و البته اگر هتل نتواند با کارکناننش درست و مناسب رفتار کند آنها به هر حال هتل را ترک خواهند کرد.آموزش، هنگامی واقعاً به نتیجه می رسد که مدیر رستوران تلاش کند رستوران را به صورت سازمان یادگیرنده تبدیل کند، در هر رستورانی دنیایی از اندیشه های ارزشمند خوابیده است و تنها راه تبدیل آنها به یک امتیاز رقابتی، ایجاد تشنگی برای یافتن و به کار بستن آن اندیشه هاست. باید دید در کجا اندیشه ای بهتر وجود دارد تا بتوان آن را یافت و از آن آموخت و آموخته تازه را اجرا کرد.به عبارت دیگر، مدیر هتل باید شرایط را طوری فراهم کند که کارکنان رستوران تشویق شوند هم از درون و هم از بیرون هتل بیاموزند. مدیر رستوران باید شرایطی به وجود آورد که افراد، اطلاعات خود را در اختیار دیگران قرار دهند. برای این منظور می توان پاداشهایی در نظر گرفت و افرادی را که اطلاعات خود را در اختیار دیگر همکاران قرار می دهند مورد تشویق قرار داد. جلسات گروهی، یکی از ابزار مناسب برای گسترش دانش و تبادل آن با دیگران است. در این جلسات می توان هر بار موضوع یا موضوعات جدیدی را مورد بحث قرار داد و افراد را به بحث و تبادل نظر پیرامون آن دعوت کرد. در این جلسات، مدیر رستوران می تواند بسیاری از مطالب مورد نظر خود را به حاضران منتقل سازد و از این راه به طور غیر مستقیم به آموزش دهی بپردازد.هر فردی که در یک رستوران استخدام می شود در بدو ورود بسیاری از مسائل را نمی داند، لذا ضروری است که در ابتدا مدتی را تحت آموزش باشد. چنانچه کارکنان رستوران در شرایطی کار کنند که بتوانند اندیشه های خود را مطرح سازند به شکوفایی اندیشه های آنان می انجامد. بهترین حالت آن است که یک مدیر درباره اندیشه هایی که از سوی زیردستانش به وی تسلیم می شود، نگرش مثبت داشته باشد، باید به آنها امکان داده شود تا بتوانند اندیشه هایی را که به ذهنشان می رسد به کار بندند.گرچه ممکن است برخی اشتباهات نیز اتفاق افتد ولی درصد موفقیت ها بسیار افزون تر از زیان آنها خواهد بود. بسیار مهم است که مدیر رستوران اطمینان یابد آیا فضای محل کار چنان است که در آن کارکنان به آسانی عقاید و نظرهای خود را بیان کنند؟ آیا مدیران بخش ها به سخنان زیردستانشان گوش فرا می دهند و آیا در صورتی که اندیشه نو و موثری یافتند آن را به کار می بندند؟ این راهکاری است برای پروراندن خرد گروهی. گرد آوردن دانش و آگاهی همگان به طور طبیعی دستیابی به نتایج بهتر و بزرگتر از آنچه را که مدیر به تنهایی می تواند به دست آورد ممکن می سازد.مدیر رستوران باید کارکنان خود را به تفاهم و توانمندی بسیار هدایت کند، او باید آنان را با سخنان دقیق و ساده آموزش دهد و هر چه بیشتر با ملاطفت مفاهیم را به آنها منتقل سازد. ولی زمانی که لغزشی صورت گرفت و زمان اصلاح آن فرا رسید، یک مدیر رستوران باید توانا باشد تا فرد خطا کار را جنان توبیخ کند که از تکرار آن خطا جلوگیری شود، آزادی بی اندازه، استقرار انضباط مطلوب را در رستوران با مانع مواجه می سازد و سرانجام کسانی را که در آنجا کار می کنند از رشد و پیشرفت باز می دارد.

 

مدیریت رستوران و رستوران داری مدرن

مدیریت و سرمایه گذاری در امور رستوران داری در همه جای جهان نیازمند داشتن تجربه، دانش، روحیه و اطلاعات لازم در این زمینه است و هر سرمایه داری که اقدام به راه اندازی رستوران می کند بیشتر از بیکاری و چشم به هم چشمی است. مدیریت رستوران یا سرمایه گذار باید اطلاعات کافی در امور رستوران داری، بهداشت، تغذیه، کارگرداری و مسایل مدیریتی داشته باشد. اما در کشورهای جهان سوم راه اندازی و مدیریت رستوران تنها با داشتن سرمایه امکان پذیر است واین یکی از دلایلی است که وضعیت بعضی از رستورانها در سطح شهر مطلوب به نظر نمی رسد. عمر مفید یک رستوران موفق با دکوراسیون بی نظیر، مدیریت خوب، پرسنل آموزش دیده، تجهیزات کامل و مکانیزه در همه جای دنیا پنج سال است ما در کشورهای جهان سوم رستورانهای سی یا چهل ساله را بهترین رستوران جهان می نامیم.برای پیشرفت رستورانمان چه کارهایی باید انجام دهیم تا از دیگران عقب نمانده باشیم.بهداشت محیط فردی، مواد غذایی و اجناس تاریخ گذشته و کهنه شده و طبخ غیر اصولی مواد غذایی و آموزش پرسنل رستوران چندان مورد توجه مدیران و سرمایه گذاران رستوران ها نیست و نخواهد بود، چرا که در عطای مجوز و راه اندازی رستوران چه اقدامی انجام شده و در آینده چه اقدامی خواهد شد. رعایت حقوق مشتری و احترام به میهمانان از اصول مدیریت رستوران می باشد. داشتن مدیر خوب، پرسنل با وجدان، ویتر و باسبوی وظیفه شناس، دربان با مسئولیت، مسئول خرید وارد به امور غذا و نوشابه، انباردار امین و وارد به امور انبارداری مواد غذایی نه آهن آلات و پوشاک از اصول مدیریت و سرمایه گذاری در بخش این صنعت می باشد .

 

داستان موفقیت رستوران مک دونالدز

اغذیه فروشی مک دونالدز پنجاهمین سالگرد تاسیس خود را با افتتاح فروشگاهی تازه جشن گرفت تا نشان دهد با وجود گذشت نیم قرن هنوز به دنبال کارآفرینی و نو آوری است. کارشناسان معتقدند مک دونالدز علاوهه بر یک نیروی اقتصادی، پدیده ای اجتماعی است که برخی از ارزش های اجتماعی را در فراسوی مرزهای غرب دستخوش تغییر کرده و از همین رو، منتقدانش آن را به عنوان نشانه ای از گسترش جهانی سازی و سرمایه داری تقبیح کرده اند. شاید تعجب کنید که موج اقتصادی و اجتماعی مک دونالدز در سال ۱۹۸۴ از ساندویج فروشی کوچک دو برادر به نامهای ریچارد و موریس مک دونالد، در شهر سن برناردینو در ایالات کالیفرنیا با یک دستگاه تولید نوشیدنی های میلک شیک براه افتاد. آنچه اغذیه فروشی مک دونالدز را متمایز می ساخت، الهام گرفتن از خط تولید کارخانجات بود که در سالهای بازسازی جنگ جهانی دوم، به مشتریان پر مشغله امکان می داد ساندویج خود را سریعتر دریافت کنند. همچنین با گسترش اشتغال زن در بیرون از خانه، مردم به خوردن همبرگرهای مک دونالدز علاقه مندتر شدند. موفقیت این دو برادر توجه یک فروشنده آمریکایی به نام ری کراک را جلب کرد. آقای کراک در اوایل دهه ۱۹۵۰ به دیدار این دو برادر رفت و شیوه کارشان را که سیستم سریع خدمات رسانی نامیده می شد پسندید.او خانه خود را در گرو بانک گذاشت و در ۱۵ آوریل ۱۹۵۵ اولین رستوران از این دست را در دس بلینز واقع در حومه ایلینویز دایر کرد واین فرمول را در سراسر آمریکا ترویج داد. جیمز شراگر، استاد تجارت در دانشگاه شیکاگو می گوید که رمز موفقیت آقای کراک نوآوری مستمر در تولید انبوه غذای آماده با رعایت استانداردهای دقیق بود. او همچنین متخصص یافتن مکانهای ایده آل برای راه اندازی فروشگاه، صرف نظر از هزینه خریدشان بود. آقای کراک در سال ۱۹۸۴ جان باخت، به اهمیت یک نکته دیگر نیز پی برده بود: بسیاری از مشتریان تنوع غیره منتظره را نمی پسندند. وی اصرار داشت رستورانهایش همگی مواد غذایی یکسان را که با مواد ثابت و شعله یکسان طبخ شده است، به مشتریان عرضه کنند تا تجربه خوردن غذا در مک دونالدز از شیکاگو گرفت تا سیدنی یکی باشد. ادوارد زایاک، استاد مدیریت دانشگاه وسترن آمریکا می گوید: من بسیاری از مدیران را می شناسم که به سنگاپور، چین یا هر جای دیگر می روند ولی غذای مک دونالدز را می خورند زیرا می خواهند بدانند که چه می خورند.اگر چه ممکن است در روزنامه بخوانید که یک نفر از نک دونالدز به خاطر بالا رفتن وزن خود شکایت کرده است، اما آقای کراک متوجه شده بود که مردم چه چیزی را دوست دارند. مک دونالدز درک خوبی از زیست شناسی دارد، زیرا اکثر مردم غذاهای سرشار از قند و چربی را دوست دارند. دوره ای بود که مک دونالدز به سرعت توسعه یافت. تبلیغات این شرکت در بیلبوردها، مجلات و تلویزیون افزایش یافت و مشتریان می توانستند قوسهای طلایی را که نماد مک دونالدز شده بود، در کانادا و پورتوریکو ببینند، در همین دوره عروسک نماد این شرکت به نام رونالد مک دونالد خلق شد. آقای کراک سپس سهم برادران مک دونالد را خرید و دهمین سالگرد تاسیس شرکتش را با عرضه سهام آن جشن گرفت در سال ۱۹۶۹ مک دونالدز حدود ۱۵۰۰ رستوران داشت و این شرکت روزانه سه ونیم میلیون همبرگر می فروخت. همچنین مک دونالدز غذا خوردن در بیرون از خانه را به تجربه ای کم هزینه و دوست داشتنی تبدیل کرد وبین توده ها ترویج داد. هنگامی که مک دونالد آمد چند رستوران در هر شهر وجود داشت، ولی فقط پزشکان و وکلا خانواده های خود را آنجا می بردند حالا مردم صرف نظر از وضعیت اجتماعی و اقتصادی شان به رستوران می روند. همچنین مک دونالدز برای کودکان مکانی برای بازی فراهم آورد و رستورانهایی ساخت تا رانندگان بدون زحمت پیاده شدن بتوانند غذا بخرند بدین ترتیب مک دونالدز پاتوق محبوب خانواده های پرجمعیت شد. صورت غذای این رستوران نیز تغییر کرد ودر ۱۹۷۹ صبحانه کامل نیز در مک دونالدز عرضه شد.با گذشت زمان دولت آمریکا سیلست خارجی خود را با جدیت پیگیری می کرد مک دونالدز در آلمان، فنلاند، ژاپن، استرالیا، تایلند و پاناما رستوران دایر کرد. با ذوب شدن یخهای جنگ سرد، همبرگرهای داغ مک دونالدز سفیر ارزشهای ایتلات متحده آمریکا شد. در دهه ۱۹۹۰ آمریکایی ها بیشتر نگران محیط زیست شدند و در نتیجه مک دونالدز که مشتریانش میلیارد ها کاغذ ساندویچ و لیوان یکبار مصرف را دور انداخته بودند شروع به استفاده از کاغذ های بازیافت شده کرد.همچنین هنگامی که مشتریان نگران چاقی فزاینده خود شدند این شرکت غذاهای سلامت بخش تری ارائه کرد.در پایان درآمد جهانی مک دونالدز به ۴۰ میلیارد دلار در سال نزدیک شده است این شرکت بیش از ۳۰ هزار رستوران در ۱۱۹ کشور جهان دارد و مترادف فرهنگ و سرمایه داری و به نقل بعضی از منتقدان امپریالیسم خوراکی آمریکایی است.


موضوعات مرتبط: رستوران و غذا و نوشابه

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 8:22 | نویسنده : رضا حسینی |
 
  •     جهانگردی انتخابی  روانی و رفتاری شخصی است.
  •     در تحقیقی جالب در مورد تعدادی از میهمانان هتل های شهر ترنتینو روشن گردید که (سال 1993)، منابع اصلی اطلاعاتی توریستها، برای تعیین مکان، عبارت بودند از : الف- شنیده ها (بیش از 70% توریستها) ب- آژانس های مسافرتی ج- تبلیغات مطبوعات و تلویزیون
  •      جهانگردان دو برخورد متفاوت با غذا دارند:

الف- در جستجوی غذای آشنا یعنی تغذیه ای که در کشور خود دارند.

ب- طالب غذای محلی کشور و یا محل مورد بازدید هستند.

  •     شاتیلون – پله سیس می گوید: " سالن غذاخوری یک تئاتر است و در آن آشپزخانه قسمت پشت صحنه آن  و میزها قسمت جلوی صحنه است. برای این تئاتر باید برنامه ریزی کرد، قسمت جلوی صحنه لوازم خاص خود را و آشپزخانه نیاز به ماشین آلات دارد.
  •      آنتونین کاریم، یکی از معروفترین آشپزهای طول تاریخ می گوید:"هنر یک فرد هنرمند می تواند در شما یک یا دو احساس را برانگیزد،ولی آشپز که هنرش ظرف چند دقیقه منهدم و تناول می شود در شما تمام احساسها را برمی انگیزد.
  •      هر قومی دارای سلیقه و ذائقه های مختلفی است ، تنظیم یک منوی غذایی که جهانی باشد تقریبا غیر ممکن است.
  •      می گویند در زمان باستان – یعنی دو سه نسل پیش – وقتی می خواستند قابلیت دختری را برای خانه داری آزمایش کنند، از او می خواستند که یک نیمروی ساده درست کند.این آزمایش کاملا دقیق بود، چون که درست کردن نیمرو به همان اندازه که ساده است ظرافت و دقت می خواهد ،خطر بیشتر در مدت معطل شدن تابه روی آتش و سفت شدن تخم مرغ است.

      کتاب روانشناسی توریستی (گولیلموگولتا، مترجم:دکتر محمد حسن افضلی نژاد)


موضوعات مرتبط: فروش و معرفی کتابها و جزوات گردشگری

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 8:16 | نویسنده : رضا حسینی |
راهنماي سفر به اصفهان

تا به حال به اصفهان سفر نكرده ايد ؟! ... پس با ما همراه شويد : با هواپیما فرودگاه بین المللی اصفهان باقطار شما با قطار نيز ميتوانيد وارد اصفهان شويد... ايستگاه راه آهن اصفهان (جاده اصفهان -شيراز ، مقابل سپاهان شهر) با اتوبوس از شهرهای مختلفی برای این استان اتوبوس وجود دارد... ترمينال صفه(ابتداي جاده اصفهان-شيراز) - ترمينال كاوه (خيابان كاوه) با اتومبیل شما با اتومبیل نیز می توانید وارد این استان بشوید. مهمترین مسیرها: از شرق از طریق مسیر طبس - دارین - خور - انارک - نائین و از یزد - نائین از غرب از طریق دلیجان - اصفهان و دلیجان - کاشان و خمین - گلپایگان و الیگودرز - داران و شهرکرد - اصفهان و بروجن - دهاقان و لردگان - سمیرم از شمال از دامغان - یزد و قم - کاشان از جنوب از مسیر شیراز- آباده -شهرضا - اصفهان از تهران تا شهر اصفهان حدود 435 کیلومتر راه است از شیراز تا شهر اصفهان حدود 489 کیلومتر راه است از قم تا شهر اصفهان حدود 279 کیلومتر است راههاي منتهي به اصفهان اگر از جنوب وارد اصفهان مي شويد به اولين ميداني که مي رسيد دروازه شيراز (ميدان آزادي) است بايد خود را به دروازه دولت (ميدان امام حسين) برسانيد . اگر از طرف شمال وارد اصفهان مي شويد جاده اصفهان تا تهران بطور چهار بانده و کيفيت آن مناسب است فاصله تهران تا اصفهان حدود ۴۰۰ کيلومتر که با اتوبوس ۷-۶ ساعت و با اتومبيل شخصي بستگي به رانندگي شما بين ۵-۴ ساعت طول مي کشد. در طول مسير تلفن همراه شما همواره در دسترس است و از لحاظ مخابراتي مشکلي نداريد. اما قصه ورود شما از آنجا شروع ميشود که به دوراهي مي رسيد با تابلويي که دوجهت دارد يکي نوشته اصفهان ۲۸ کيلومتر و ديگري اصفهان ۲۲ کيلومتر. ابتدا کمي گيج مي شويد و بعد عقل به شما حکم مي کند مسير کوتاهتر را انتخاب کنيد. هر دو مسير چهار باند است و به اصفهان ختم مي شود اما هر کدام شما را به يک ورودي شهر هدايت مي کند پيشنهاد مي شود مسير ۲۸ کيلومتري را انتخاب کنيد به دودليل: ۱- اگر وارد اين مسير شويد شما را بدون هيچ تغيير جهتي به قلب شهر هدايت مي کند (به قول معروف در خيابانهاي شهر گم نخواهيد شد) ۲- اگر در شب رانندگي مي کنيد اين مسير تا خود اصفهان داراي چراغ است و راحتتر رانندگي خواهيد کرد و همچنين کيفيت جاده آن بسيار بهتر از مسير ۲۲ کيلومتري است حال اگر از اين مسير وارد اصفهان شده باشيد، الان بايد در بزرگراهي به نام برزگراه کاوه (اتوبان کاوه) باشيد حال بايد شما هم خود را به دروازه دولت (ميدان امام حسين ) برسانيد . ( مستقيم) نامها و اسامي خيابانها به عنوان يک توريست اولين مشکلي که در اصفهان با آن برخورد خواهيد کرد اسامي ميادين و خيابانهاست که آنچه شما در نقشه تان نوشته با آنچه مردم شهر مي شناسند کاملا متفاوت است و شما براي پيدا کردن مکانهاي شهر بايد مصطلح مردم را بلد باشيد: ميدان امام حسين =دروازه دولت ميدان آزادي =دروازه شيراز ميدان جمهوري اسلامي= دروازه تهران ميدان قيام= ميدان کهنه - سبزه ميدان ميدان قدس= ميدان طوقچي خيابان آيت الله مدني= خيابان آمادگاه خيابان سپاه =خيابان سپه خيابان چهار باغ صدر= خيابان چهارباغ خواجو تعداد اين قبيل ميادين و خيابانها در شهر اصفهان زياد است ولي شما به عنوان توريست بيشتر با اين خيابانها سر و کار داريد. اسکان حال وارد شهر شديد و بايد جايي براي گذراندن شب و استراحت پيدا کنيد اگر قبلا هتل رزرو کرديد ،راهي هتل شويد هر چند که بايد تا ساعت ۲ ظهر که اتاق خالي ميشود منتظر بمانيد. اگه هتل میرید بهترین هتل های اصفهان اینها هستند : هتل عباسی هتل کوثر هتل آسمان و .... اگه اهل چادر زدن هستید بدونید که توی پارک و اطراف سی و سه پل و ..... چادر نزنید شهرداری مکان هایی رو برای چادر زدن اختصاص داده که بهترین مکان، باغ غدیر (خ 22 بهمن، اول علامه اميني) و پارك قلمستان (خيابان امام خميني، نرسيده به بزرگراه ) اگر به هر نوعي وابستگي به سازمان آموزش و پرورش داريد کارت شناسايي خود را حتما همراه داشته باشيد و به ستاد اسکان آموزش و پرورش واقع در بلوار هشت بهشت درکمترين زمان ممکن آدرس مدرسه را در اختيار شما ميگذارند و مي توانيد در آنجا ساکن شويد . فقط يادتان نرود پتو با اندازه کافي ، زير انداز و امکانات اوليه همراه داشته باشيد و از سفر خود نهايت لذت را ببريد. در ضمن چهار خانه معلم در اصفهان وجود دارد که برای غذا می توانید به انجا بروید کیفیت غذا در حد مناسب است (آدرس را از همان ستاد استقبال فرهنگیان بپرسید) بناهاي تاريخي مجموعه تاريخي ميدان نقش جهان شامل مسجد امام (مسجد جامع عباسي يا مسجد جامع جديد) عمارت عالي قاپو ، مسجد شيخ لطف الله و بازار کاخ موزه چهل ستون در خيابان سپه مسجد و مدرسه چهارباغ (مسجد مادر شاه ) در چهار باغ عباسي عمارت هشت بهشت در پارک هشت بهشت کنار چهار باغ عباسي مسجد جامع عتيق (مسجد جامع قديم) واقع در سبزه ميدان (ميدان کهنه يا ميدان قيام) اگر از سر در قيصريه در قسمت جنوبي ميدان نقش جهان وارد بازار شويد انتهاي بازار به ميدان کهنه مي رسد که اين مسجد در آنجا واقع است. پل خواجو بسيار زيباست . پل الله ورديخان (سي و سه پل) با طول بلند آن نشان دهنده قدرت پل سازي صفوي در آن دوران است . منار جنبان (خیابان آتشگاه) پل شهرستان مربوط به دوره ساساني که در زمانهاي مختلف باز سازي شده است مجموعه جلفا که کليساي وانک گل سر سبد آن است واقع در محله جلفا باغ پرندگان براي بچه ها بسيار جذاب است باغ گلها (واقع در ميدان بزرگمهر ) خوب حالا که كمي با جاهاي ديدني آشنا شديم بهتر است به جزييات مطالب بپردازيم: احتمالا اولين جايي که مايل به ديدن آن هستيد ميدان امام (نقش جهان) است. دو راه ماشين رو به ميدان وجود دارد يکي خيابان حافظ (شرق ميدان) و خيابان سپه (غرب ميدان) که در ايام عيد به دليل ترافيک سنگين مسافر دو ورودي را مي بندند ضمن اينکه اگر بتوانيد با خودروي شخصي هم وارد ميدان شويد جايي براي پارک کردن نيست. پس بهتر است ماشين خود را در بيرون از ميدان يا در يکي از پارکينگهاي اطراف ميدان ( از جمله پاركينك خيابان استانداري- پاركينگ حكيم –پاركينگ فرشادي-پاركينگ طالقاني- پاركينگ جان نما-پاركينگ هشت بهشت و ...) پارک کنيد و وارد ميدان شويد . با اين تفاسير شما احتمالا از قسمت شرقي(از يکي از خيابان هاي سپه،پشت مطبخ يا سعدي) وارد ميدان خواهيد شد و پس از کمي چرخ زدن و مي خواهيد وارد يکي از بناها شويد. اگر قبل از ظهر است و بين ساعت ۹تا ۱۳ است مسجد شيخ لطف الله را پيشنهاد مي کنم (علت دارد مي گويم) براي ديدن ابتدا بايد بليط تهيه کنيد اما براي دانشجويان با ارئه کارت دانشجويي نصف قيمت است نکته براي تهيه بليط هنگامي که بليط را گرفتيد و خواستيد وارد هر بناي تاريخي شويد بليط را فقط نشان دهيد چون با همان بليط مي توانيد بقيه آثار تاريخي را بازديد کنيد اما وارد مسجد شيخ لطف الله که مي شويد چيزي جز يک راهرو و يک فضاي مربع شکل نيست ولي کاشيکاريهاي آن بقدري زيباست که شما را ساعتها مسحور خود مي کند اما چيزي که بايد به آن توجه کنيد اين است : هنگامي که وارد صحن مسجد شديد به انتهاي گنبد که راس و مرکز تمامي دواير گنبد است نگاه کنيد بايد تن يک طاووس را ببينيد و بازتاب نور خورشيد روي کاشيها پر هاي طلايي طاووس را مي سازد (اين بازتابهامعمولا در ساعات قبل از ظهر بيشتر است)اين يکي از شاهکارهاي معماري آن است که بعيد بدانم امروزه با اين همه تجهيزات براحتي بتوان مانند آن را بسازند. بعد از مسجد شيخ لطف الله به مسجد امام (مسجد جامع عباسي) خواهيد رفت که نمونه يک مسجد بسيار زيبا و منحصر به فرد است. عجايب اين مسجد بيشتر فني است و من فقط به چرخش ۴۵ درجه مسجدنسبت به ميدان اشاره مي کنم که شما به هيچ وجه اين چرخش را احساس نخواهيد کرد ارتفاع گنبد مسجد نيز ۴۶ متر است(تقريبا معادل يک ساختمان ۱۵ طبقه امروزي) در زمان خود بي نظير بوده است. بعد از مسجد امام نوبت به عمارت عالي قاپو ست، عالي قاپو کاخ حکومتي صفويه بوده و تمامي نشتهاي اداري با شاه در اين مکان انجام مي شده (مثل کاخ رياست جمهوري يا کاخ سفيد ) کاخ ۶ طبقه و هر طبقه داراي ويژگي هاي خاصي است اما يکي از خارق العاده ترين آن در ورودي کاخ است که شما سرسري ازآن مي گذريد. دقت کنيد و اين مراحل را به دقت انجام دهيد ورودي کاخ يعني آنجايي که شما از در اصلي وارد آن مي شويد فضايي مستطيل شکل است و با تزييناتي خاص اما در گوشه هاي اين مستطيل رازهايي نهفته است. بصورت ضرب دري با يکي از اقوام در قطر اين مستطيل بايستيد هر دو رو به ديوار شويد و آهسته فرد ديگر را صدا کنيد با کمال تعجب صداي فرد ديگر را از داخل ديوار خواهيد شنيد(يادتان باشد زماني که شما آنجا هستيد ورودي مذکور مملو از جمعيت است و امکان انتقال صدا در حاليکه پشت به هم هستيد تقريبا غير ممکن است) خوب حالا تلفن را چه کسي اختراع کرده است ؟! خوب حالا مي توانيد کاخ را طبقه به طبقه ببينيد در طبقه پنجم تالاري را خواهيد ديد که به تالار موسيقي معروف است که براي ميهمانان شاه موسقي اجرا مي کردند و تمامي ديوار هاي تالار تنگ بري (به ضم ت) شده که معمار با اين تکنيک تنگ بريهاي فضايي کاملا آکوستيک درست کرده که باز هم از عجايب مهندسي آن دوران است. از اين جور تکنيکهاي مهندسي در آثار دوره صفوي زياد است و بسيار در مورد آنها در کتابها آمده است شاهکارهایي را که نام بردم در هيچ کتابي نگاشته نشده يا هيچ راهنماي توريستي به شما نخواهد گفت. خوب سه گوشه ميدان را ديديد اما در گوشه ديگر (قسمت شمالي) سر در قيصريه قرار دارد که ورودي بازار است در اين بازار ا شير مرغ تا جان آدميزاد را مي توانيد پيدا کنيد (بازار از ميدان نقش جهان تا ميدان کهنه و مسجد جامع قديم ادامه دارد). موقع خريد است! حال ميخواهيد از شهر هنر سوغاتي ببريد غير از گز و پولکي و نبات که خوراکيهاي معروف هستند.انواع سفره هاي قلمکار ، قلمزني ، منبت کاري و..... از صنايع دستي اصفهان است که به وفوردر ميدان مي توانيد انواع و اقسام آنها را پيدا کنيد پيشنهاد من به شما خريد از داخل بازار است . مغازه هاي داخل بازار معمولا خودشان توليد کننده هستند و هنگاميکه شما وارد مي شويد بصورت online مشغول توليد مي باشند و ارزانتر هم مي فروشند موقع خوردن غذاست! خوب بعد از کلي گردش احتمالاگرسنه هستيد و دنبال يک Fast Food مي گرديد اما بهترين غذاي سريعي که به شما پيشنهاد مي کنم غذاي سنتي اصفهان برياني است. غذايي فوق العاده خوش مزه اي است و از خوردن آن پشيمان نخواهيد شد (فقط يادتان باشد غذا کاملا چرب است و کمي شور اگر برايتان مضر است بهتر است مصرف نکنيد) اين غذا را در خود ميدان و اطراف آن براحتي مي توانيد پيدا کنيد (اکثر کبابيهاي برياني هم مي پزند) اگر به دنبال رستوران مي گرديد در ضلع جنوبي ميدان داخل بازار اسپادانا يک رستوران سنتي مي توانيد پيدا کنيد. در مورد Fast Food در کل مسير چهارباغ عباسي (از دروازه دولت تا سي و سه پل) تعدادشان بسيار زياد است و هرکدام سعي مي کنند با ارائه غذاي بهتر مشتري را به سمت خود جذب کنند و در انتها از زاینده رود ، رود همیشه زنده اصفهان هم یادی بکنيم که فضای اطراف آن بسیار زیبا و برای پیاده روی بسیار مفرح است. فاصله تقريبي پیاده مکانها : سی و سه پل تا پل فردوسی ۱۰ دقیقه پل فردوسی تا پل جویی ۶ دقیقه پل جویی تا پل خواجو ۶ دقیقه پل فردوسی تا میان نقش جهان ۳۵ دقیقه پل خواجو تا دروازه دولت ۲۵ دقیقه دروازه دولت تا میدان نقش جهان ۱۲ دفیقه از میدان نقش جهان تا میدان کهنه(راسته بازار) ۳۰ دقیقه


موضوعات مرتبط: گردشگری و سفر

تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ | 10:36 | نویسنده : رضا حسینی |
جهنم کجاست؟ اگر شما هم مانند من می دانستید جهنم کجاست شاید برایتان اینقدر عجیب نبود. جهنم نام دره ای است در نزدیکی اورشلیم (بیت المقدس) که در جنوب کوه صهیون واقع است. نام این دره در زبان عبری (زبان یهودیان و دین یهود) گِهینوم بوده است و از آنجایی که اعراب گ ندارند، آنها لغات را معرب می کنند یعنی گ را با ج جایگزین می کنند (مانند گرگان که در عربی جرجان می خوانند، گوهر که جوهر و جواهر شده است) این واژه گِهینوم هم به جهینوم، سپس جهنم تبدیل شده است. بله جهنم یک مکان واقعی و دره ای در نزدیکی شهر اورشلیم کشور اسراییل است و برای همین است واژه ی جهنم دره در مثل پارسی هم وجود دارد (نمونه: کدام جهنم دره ای بوده ای؟) اما چه شد که این دره اینقدر مشهور شد را باید نگاهی به تاریخ بیاندازیم. گهینوم مختصر شده ی گه بن هینوم بوده = گه + بن + هینوم = دره + پسر + هینوم. یعنی دره ی پسر هینوم. اما چرا نام اینجا گهینوم شد کمی باز می گردد به زمانی که در این منطقه مردمان کنعان و فینیقیه به خدایانی بنام مُلِک و بَعل باور داشته اند و در این دره پرستشگاهی برای بت های این دو خدا آفریده بودند و برای این خدایان قربانی می کردند. این قربانی کردن انقدر گسترش و متعصبانه شد که روزی فردی بنام هینوم پسر خود را در این مکان قربانی کرد و از آن پس نام این دره به گه بن هینوم یعنی دره ی پسر هینوم تغییر یافت و رفته رفته بن از نام حذف شد و گهینوم نام دره شد. حال چه شد که نام این دره به متون مقدس ادیان ابراهیمی راه پیدا کرد ادامه ی این داستان تاریخی است و آن از این قرار است که پس از برچیده شدن ادیان پیشین این دره کاربری خود را تغییر داد و به محل سوزاندن زباله های شهر تبدیل شد. بعد ها، افراد آن منطقه، بر اساس اعتقاد خود، جنازه ی کسانی را که از رستگاری نومید شده بودند، مثل جانیان، قاتلان و آدمهایی را که دست به خودکشی می زدند، در این مکان می سوزاندند. همیشه بوی گندی می داد و جای بدی بود که مردمان این منطقه ضرب المثل از پلشتی و زباله دانی را به این دره نسبت می داده اند و چون مکان سوزاندن جسد آدم های بدکاره بود در میان مردم به صورت دشنام مثل بود که تو لایق گهینوم هستی یعنی جنازه ات را باید در آنجا سوزاند. رفته رفته این نام و این مثل به درون کتاب های مقدس ادیان راه پیدا کرد و برای آن افسانه ها سرودند و آنرا زندگی رقت بار پس از مرگ کردند و با آب و تاب توصیفی از آن شده و جالب اینکه در خود آیین یهود زندگی پس از مرگ بهشت و جهنمی ندارد و این افزوده ها و برداشت نام گهینوم و جهنم به دو دین مسیحیت و اسلام باز می گردد. مکانی که ادیان ما را از آن می ترسانند در حال حاضر به پارکی زیبا تبدیل شده است و شما می توانید از این مکان تاریخی بصورت توریست دیدار کنید


موضوعات مرتبط: تفریگاه ها و تفرجگاههای مهم ، گردشگری و سفر

تاريخ : جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ | 11:8 | نویسنده : رضا حسینی |
 

دريافت كارت آزمون فني و حرفه اي براي دانشجويان يز آرا هتل و متصدي كافي شاپ:

براي دريافت بروي لينك زير كليك نماييد:

azmoon.portaltvto.com


موضوعات مرتبط: اطلاع رسانی دانشجویان رشته های گردشگری و هتلداری

تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 11:13 | نویسنده : رضا حسینی |
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.